پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۰

خلوت‌پرست گوشهٔ حیرانی خودیم

یعنی نگاه دیدهٔ قربانی خودیم

ما را چو صبح باگل تعمیرکار نیست

مشتی غبار عالم ویرانی خودیم

لاف بقا و زندگی رفته نازکیست

لنگر فروش کشتی توفانی خودیم

موگشته‌ایم و نقش خیال تو مشق ماست

حیران صنعت قلم مانی خودیم

پر هرزه بود چشم‌گشودن دین بساط

چون شمع جمله اشک پشیمانی خودیم

جمعیت از غبار هوای رمیده است

صبح جنون بهار پریشانی خودیم

چون اشک راز ما به هزار آب شسته‌اند

آیینهٔ خجالت عریانی خودیم

خاک فسرده خواری جاوید می‌کشد

عمریست پایمال تن‌آسانی خودیم

دیوار رنگ منع خرام بهار نیست

ای خام فطرتان همه زندانی خودیم

بیدل چوگردباد ز آرام ما مپرس

عمریست درکمند پرافشانی خودیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴برکاغذ آتش زده هر چند سواریم
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵عمرها شد عرق از هستی مبهم داریم
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶تا خامه‌وار خود را از سعی وا نداریم
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چند به هر مرده و بیمار بگریم
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریم
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹فریاد کز توهم نامحرم حضوریم
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.