پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹۳

بر آن سرم‌ کز جنون نمایم بلند و پست خیال یکسان

به جیب ریزم غبار دامن کشم به دامن زه گریبان

نمی‌توان‌ گشت شمع بزمت مگر به هستی ز نیم آتش

چه طاقت آیینهٔ تو بودن ازین‌که داریم چشم حیران

تبسمی‌، حرفی‌، التفاتی‌، ترحمی‌، پرسشی‌، ‌نگاهی

شکست دل شیشه چند چیند ز چین ابروی طاق نسیان

به سرکشیها تغافل آراتر از هم افتاده مو به مویت

مگر میان تو از ضعیفی رسد به فریاد ناتوانان

گرفتم از درد هر دو عالم بر آستان تو خاک گردد

به دامن بحر بی‌نیازی چکیده باشد نمی ز مژگان

خرد کمندی هوس شکار است ور نه در چشم شوق مجنون

به جز غبار خیال لیلی کجاست آهو درین بیابان

اگر نه عهد وفا شکستی مخواه بوی وفا ز هستی

که بسته‌اند این طلسم چون گل به رنگهای شکست پیمان

خیال آشفتگی تجمل شود اگر صرف یک تأمل

دل غباری و صد چمن گل نگاه موری و صد چراغان

به هر نوایی که سر برآرد جهان همین شکوه می‌شمارد

در این جنون‌زار کس ندارد لبی که گیرد نفس به دندان

عدم به آن بی‌نشانی رنگ گلشنی داشت کز هوایش

چو بال طاووس هر چه دیدم ز بیضه رسته‌ست گل به دامان

هوای لعلش کراست بیدل که‌ با چنان قرب همکناری

به بوسه‌گاه بیاض گردن ز دور لب می‌گزد گریبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹۵بعد مردن از غبارم‌ کیست تا یابد نشان
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۹۶تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۹۷در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹۸زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۹۹سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۰۰صورت اظهار معنی نیست محتاج بیان
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰۱گشاد چشمی نشد نصیبم به سیر نیرنگ این دبستان
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰۲وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.