فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ چون جان دلم ز سیر،چون برق شدند
- شمارهٔ ۲ در عشق مرا چه کار با پردهٔ راز
- شمارهٔ ۳ دریای دلم گرچه بسی میآشفت
- شمارهٔ ۴ خون دل من که هر دم افزون گردد
- شمارهٔ ۵ شب نیست که خون از دل غمناک نریخت
- شمارهٔ ۶ این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
- شمارهٔ ۷ گر دل بشناختی که من کیستمی
- شمارهٔ ۸ گر جان گویم جای خرابش بنماند
- شمارهٔ ۹ هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد
- شمارهٔ ۱۰ چون دریائی کنار من از جا خاست
- شمارهٔ ۱۱ هر چند که پشت و روی دارم کاری
- شمارهٔ ۱۲ گفتم ای چشم خواب میباید برد
- شمارهٔ ۱۳ آن دل که نشان غمگساری میجست
- شمارهٔ ۱۴ ای دل هر دم دست به خون نتوان برد
- شمارهٔ ۱۵ ای دل ز هوای عشق کیفر میبر
- شمارهٔ ۱۶ هر سیل که از خون جگر خواهد خاست
- شمارهٔ ۱۷ خونی که مرا در دل و جان اکنون هست
- شمارهٔ ۱۸ یک همنفسی کو که برو گریم من
- شمارهٔ ۱۹ گفتم:دل من که خانهٔ جان اینست
- شمارهٔ ۲۰ از شرم رخت سرخی گل میبشود
- شمارهٔ ۲۱ ای عشق توأم در تک و تاب افکنده
- شمارهٔ ۲۲ تا کی ریزم ز چشمِ خون پالا اشک
- شمارهٔ ۲۳ چون دردِ دلم تو میپسندی بسیار
- شمارهٔ ۲۴ تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو
- شمارهٔ ۲۵ ای از رخ چون گلت گلابِ دیده
- شمارهٔ ۲۶ چون چشم به یارِ سیم تن میافتد
- شمارهٔ ۲۷ تن خاک نشین چشم یار آمده گیر
- شمارهٔ ۲۸ جانا!غم تو با تن چون مویم داشت
- شمارهٔ ۲۹ چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد
- شمارهٔ ۳۰ تا کی ز تو روی بر زمین باید داشت
- شمارهٔ ۳۱ بس سیل که خاست هر نفس چشمم را
- شمارهٔ ۳۲ زان روی که در روی تو چشمم نگریست
- شمارهٔ ۳۳ آن ماه، مرا چو خاک در کوی افکند
- شمارهٔ ۳۴ چون ایندل غم کشم وطن در خون دید
- شمارهٔ ۳۵ روزی که دل شکسته پیش تو کشم
- شمارهٔ ۳۶ با دل گفتم بسی زیان میبینم
- شمارهٔ ۳۷ از گریهٔ خود بسی نکویی دارم
- شمارهٔ ۳۸ شبرنگ خطت که رام افسونم بود
- شمارهٔ ۳۹ از رشک تو، کاغذین کنم پیراهن
- شمارهٔ ۴۰ چون هر مویم نوحه گر آید بی تو
- شمارهٔ ۴۱ دل را که شد از یک نظر دیده خراب
- شمارهٔ ۴۲ اول دل من، عشق رخت در جان داشت
- شمارهٔ ۴۳ گر دل نه چنین عاشق شیدا بودی
- شمارهٔ ۴۴ خونی که من از دیده به در میریزم
- شمارهٔ ۴۵ آن دل که دمی بی تو سر جانش نبود
- شمارهٔ ۴۶ گرچه غمم از گریستن بیرونست
- شمارهٔ ۴۷ چون با غم تو دل مرا تاب نماند
متن اشعار به نقل از گنجور.