پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - فصل فی بیان سبیل‌السعادة والطریق المستقیم چون تو بر ذرهّ‌ای حساب کنی
  2. بخش ۲ - فی شکایة اهل الزمان اندرین عصر بوالفضولی چند
  3. بخش ۳ - فی‌المعذرة والتقصیر تا به دل بر گنه دلیر شدم
  4. بخش ۴ - فی‌الحقیقة والطریقة راه دور از دل درنگی تست
  5. بخش ۵ - در دانستن آنکه آخرت به از دنیاست آن شنیدی که زاهدی آزاد
  6. بخش ۶ - حکایت آن شنیدی که در حد مرداشت
  7. بخش ۷ - فی مثالب شعراء المدّعین چون ستودی بسی عدولان را
  8. بخش ۸ - فی مثالب المنحولین وانکه هستند در سخن منحول
  9. بخش ۹ - فی ذکرالعوام و اهل السوق والجهال تا توانی به گرد عامه مگرد
  10. بخش ۱۰ - در ذمّ عوام و بازاریان و جهال گوید ذکر مساوی العوان للخواص نفع عام عامه تا در جهانِ اسبابند
  11. بخش ۱۱ - فی مذمة‌الاعداء و نصیحة‌الاولیاء ای منیری نمود مهتابت
  12. بخش ۱۲ - اندر خویشان گوید فی‌مذمة الارقاب که: الاقارب عقارب، والاخ فخ، والعمّ غمّ، والخال وبال، والختن محن این گُره را که نام کردی خویش
  13. بخش ۱۳ - اندر مذمّت برادران گوید دوست جو از برادران بگسل
  14. بخش ۱۴ - اندر مذمّت خواهران گوید ور ترا خواهر آورد مادر
  15. بخش ۱۵ - حکایت هزل کلکی بر مناره کودک خرد
  16. بخش ۱۶ - اندر مذمّت فرزند گوید بود فرزند بد بود به دو باب
  17. بخش ۱۷ - اندر مذمّت دختر گوید ور بود خود نعوذباللّٰه دخت
  18. بخش ۱۸ - فی مذمّة الختن کیست این هست مر مرا داماد
  19. بخش ۱۹ - اندر مذمّت عمّ گوید آنکه عمّ تو و آنکه خال تواند
  20. بخش ۲۰ - اندر مذمّت خال گوید خال کآزار تو گزیده بُوَد
  21. بخش ۲۱ - اندر خویش لشکری گوید موش کز دشت در دکان افتد
  22. بخش ۲۲ - ذکر انواع‌الشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گوید هرکه شد کون‌پرست بر خیره
  23. بخش ۲۳ - در معنی زناشویی گوید از غلام آنکه زی عیال آمد
  24. بخش ۲۴ - حکایت و مثل آن جوانی به درد می‌نالید
  25. بخش ۲۵ - التمثیل فی‌المطایبة بطریق الهزل بود گرمی به کار دریوزه
  26. بخش ۲۶ - اندر مذمّت خویش صوفی گوید باز اگر خویش باشدت صوفی
  27. بخش ۲۷ - حکایة فی‌التّمثّل الصوفی آن شنیدی که بُد به شهر هَری
  28. بخش ۲۸ - اندر قرابت فقیه گوید ور بود خود فقیه خویشاوند
  29. بخش ۲۹ - حکایت و ضرب‌المثل آن شنیدی که از کم آزاری
  30. بخش ۳۰ - حکایت قحطی افتاد وقتی اندر ری
  31. بخش ۳۱ - اندر صفت مرائی و قرّاء و سالوس گوید خلق را زیر گنبد دوّار
  32. بخش ۳۲ - در حق پارسایان گوید آن کسانی که راه دین رفتند
  33. بخش ۳۳ - در صفت جاه‌جویان و زر طلبان و درویشان صورت گوید وین گروهی که نو رسیدستند
  34. بخش ۳۴ - در حق کسی گوید از بزرگان غزنین بگذر از عالمان و درویشان
  35. بخش ۳۵ - در مثالب علوی زرمدی گوید آخر عمرت از دل تفته
  36. بخش ۳۶ - در هجو شعراء بد گوید یک رمه ناشیان شعر پراش
  37. بخش ۳۷ - اندر هجو حکیم طالعی گوید وین دگر هست شاعری به دروغ
  38. بخش ۳۸ - دیگری را گوید بوده مامات اسب و بابات خر
  39. بخش ۳۹ - در مذمّت خدمت مخلوق گوید وان کسانی که بارِ خلق کشند
  40. بخش ۴۰ - التمثّل فی‌القناعة و ترک الحاجة بود بقراط را خُمی مسکن
  41. بخش ۴۱ - حکایت دید وقتی عزیز عزرائیل
  42. بخش ۴۲ - در مذمّت طبیبان جاهل گوید وین اطبا که خالی‌اند از طبّ
  43. بخش ۴۳ - در مناقب اطباء عالِم گوید قال‌النّبی صلی‌اللّٰه علیه وسلّم فی شأنهم العلم علمان علم‌الابدان و علم‌الادیان باز مردی که وی طبیب بُوَد
  44. بخش ۴۴ - تفصیل العلل و هی خمسون نوعا نبض و قاروره و رسوب و علل
  45. بخش ۴۵ - فی تفصیل العلل و بیان‌الامراض سکته از انسداد بطن دماغ
  46. بخش ۴۶ - در طبیبان نادان گوید این نمودیم حدّ این پنجاه
  47. بخش ۴۷ - در صفت منجّم حاذق و منافق و تمثیل اصحاب دعوی به غیر معنی فی بطلان احکام النجوم و صفة هیئة‌الفلک و واضع هذاالعلم، قال النبّی علیه‌السّلام: النجوم حق و احکامها باطل، و قال علیه‌السّلام: من آمن بالنجوم فقد کفر، و قال علیه‌السّلام: تعلموا من‌النجوم م باز اینها که مرد احکامند
  48. بخش ۴۸ - فی صفة الافلاک فلک تاسع است بر ز افلاک
  49. بخش ۴۹ - فی صفة‌السّعد والنّحس من‌الکواکب السبعة دو ازین هفتگانه نحس نهند
  50. بخش ۵۰ - در بیان طبایع چهارگانه جوهر آتش است بعد از هفت
  51. بخش ۵۱ - در صفت بروج دوازده‌گانه حمل و ثور و پیکر جوزا
  52. بخش ۵۲ - در شرف و وبال و صعود و هبوط کواکب گوید شرف آفتاب در حملست
  53. بخش ۵۳ - فی تسویة البیوت اختراعی چنین هرآنکه نهاد
  54. بخش ۵۴ - التمثیل فی احوال المنجّم الجاهل عندالملک العالم بود وقتی منجّمی کانا
  55. بخش ۵۵ - صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة غافلند این منجّمان از کار
  56. بخش ۵۶ - در حق مردم و آدمی گوید پس از آدم هر آنچ ز آدم زاد

متن اشعار به نقل از گنجور.