پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

بخش ۴ - فی‌الحقیقة والطریقة

راه دور از دل درنگی تست

کفر و دین از پی دورنگی تست

ورنه یک خطوتست راه بدو

بنده باشی شوی تو شاه بدو

لقب رنگها مجازی کن

خور ز دریای بی‌نیازی کن

گفت بگذار و گِرد کرد برآی

بندهای گران ز خود بگشای

ذوق ایمان مگر چشیده نه‌ای

روی تحقیق و صدق دیده نه‌ای

تا ترا رمز واضحات آمد

واضحاتت مغیّبات آمد

در تو رشدی همی نمی‌بینم

ورنه من صبح صادق دینم

راه دین بر تو کردمی پیدا

تا نبودی تو اهوج و شیدا

دوری از سرّی کار همچو کفور

هست اهل‌الکفور اهل قبور

مر ترا چشم و گوش داد خدای

راه بنمود مرد راهنمای

امر داد و ترا چو حجّت شد

عذر برخاست و وقت مهلت شد

گر شنیدی برستی از دوزخ

ورنه بی‌شک شکستی از برزخ

خیز و بنداز خواجه گربه ز کش

سر ز فرمان کردگار مکش

ورنه کن نام خویشتن فرعون

کز خدا و رسل نیابی عون

چه تو چه قوم عاد گردنکش

ای چو نمرود غرّه بر آتش

باش تا امر حق فراز رسد

باش تا پشّه را جواز رسد

گر ورا نیم پشّه کرد هلاک

مر ترا پرّ پشه‌ای بس پاک

از تو چونان برآورند دمار

که ز قوم ثمود روز شمار

تا کی این میل صحبت نااهل

میل نااهل داردت بر جهل

پردهٔ تو حجاب دیدهٔ تست

تن به رنج از دل رمیده تست

دل تیره چو تن به کار درآر

تا نگیرد ز تو ره انکار

در ره دین برو ریاضت کن

وز چنین راه بد طهارت کن

غیرتت بر بهشت می ناید

تا جهنم ترا همی شاید

کافرم گر تو زین ره و سیرت

هیچ بینی به چشم سر جنّت

به حق مصطفی و آل رسول

که کنی این سخن ز بنده قبول

ادامه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

  1. بخش ۶ - حکایتآن شنیدی که در حد مرداشت
  2. بخش ۷ - فی مثالب شعراء المدّعینچون ستودی بسی عدولان را
  3. بخش ۸ - فی مثالب المنحولینوانکه هستند در سخن منحول
  4. بخش ۹ - فی ذکرالعوام و اهل السوق والجهالتا توانی به گرد عامه مگرد
  5. بخش ۱۰ - در ذمّ عوام و بازاریان و جهال گوید ذکر مساوی العوان للخواص نفع عامعامه تا در جهانِ اسبابند
  6. بخش ۱۱ - فی مذمة‌الاعداء و نصیحة‌الاولیاءای منیری نمود مهتابت
  7. بخش ۱۲ - اندر خویشان گوید فی‌مذمة الارقاب که: الاقارب عقارب، والاخ فخ، والعمّ غمّ، والخال وبال، والختن محناین گُره را که نام کردی خویش
  8. بخش ۱۳ - اندر مذمّت برادران گویددوست جو از برادران بگسل
همه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.