پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

بخش ۱۰ - در ذمّ عوام و بازاریان و جهال گوید ذکر مساوی العوان للخواص نفع عام

عامه تا در جهانِ اسبابند

همه در کشتی‌اند و در خوابند

دل عامی چو دیدهٔ یار است

نیم بیمار و نیم بیدار است

گنده و بی‌مزه است صحبت عام

چون سگ پخته و چو مردم خام

زان گروهی که سوی درویشان

نفرت آرد همی خرد زیشان

از دل عامی و بخیل و حسود

کینه آید ولیک ناید جود

مگس و گزدمند مردم دون

نیشی اندر دهان یکی در کون

نه به دل بر نهد جهان پلید

بر سر دیو چتر مروارید

ز آفت نیش یک جهان گزدم

چشم من پر مژه‌ست چون گندم

روی چون ابر از آن دژم دارند

که چو ابر آب در شکم دارند

چون خُره زان سزای قربانند

که خره‌وار مغ مسلمانند

چون مگس روی بهر نان شویند

در چو گربه برای خوان جویند

مزد باشد برای خندیدن

سبلت زن به مزدشان ریدن

گاه شوخی پلید چون مگس‌اند

گاه صحبت به غیض چون دنس‌اند

شوخ همچون مگس ولی‌بانان

طعمهٔ عنکبوت بی‌سامان

بهر پیوند جان مهمان را

روزه فرموده سال و مه جان را

گر یکی میهمان بخوان رسدش

کارد گویی به استخوان رسدش

گر دهند این گره به کوه آوا

نکند کُه بزرگشان به صدا

از پی یک دو لقمه خرد به هیچ

کرده بسیار گونه راه بسیچ

مردم عامه همچو زنبورست

که صلاح از وجودشان دورست

هوس دخلشان چودوزخشان

دفتر خرجشان چو مطبخشان

از پی یک دو لقمهٔ تر و شور

بام و دیوار خز چو گربه و مور

ریششان سال و مه ببردن چیز

از شره مانده بر گذر گه تیز

حاصل سفله چیست جز غم و رنج

قفص تیز چیست جز قولنج

یک دم ار تخته در بغل گیرند

خانهٔ خویش در تبل گیرند

یک دم ار گوش سوی رود آرند

به دو گوز آسمان فرود آرند

شکر ایشان بخواهم ارچه به روز

بشکند زوبه ساعتی صد گوز

ذکرش بر هجاش شیر گواست

ریش مادر غرش بکن که رواست

آمد از چنگشان ز سبلت حیز

در تظلم میان درکهٔ تیز

چون نعامه به گاه نان خوردن

لیک چون مرغ وقت اه کردن

اه کنند از دریغ اه کردن

خه کنند از جواب خه کردن

عامه مانند گردباد بُوَد

که سبک خیز همچو باد بُوَد

به یکی باد خوش شود ناچیز

صورت مرد دارد و تن حیز

عرض عامه بسان نار بُوَد

گرچه بی‌مال و بی‌تبار بُوَد

کرده مجروح چون دد از بیداد

که نه دندان نه ناخنش ماناد

ادامه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

  1. بخش ۱۲ - اندر خویشان گوید فی‌مذمة الارقاب که: الاقارب عقارب، والاخ فخ، والعمّ غمّ، والخال وبال، والختن محناین گُره را که نام کردی خویش
  2. بخش ۱۳ - اندر مذمّت برادران گویددوست جو از برادران بگسل
  3. بخش ۱۴ - اندر مذمّت خواهران گویدور ترا خواهر آورد مادر
  4. بخش ۱۵ - حکایت هزلکلکی بر مناره کودک خرد
  5. بخش ۱۶ - اندر مذمّت فرزند گویدبود فرزند بد بود به دو باب
  6. بخش ۱۷ - اندر مذمّت دختر گویدور بود خود نعوذباللّٰه دخت
  7. بخش ۱۸ - فی مذمّة الختنکیست این هست مر مرا داماد
  8. بخش ۱۹ - اندر مذمّت عمّ گویدآنکه عمّ تو و آنکه خال تواند
همه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.