پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

بخش ۱۷ - اندر مذمّت دختر گوید

ور بود خود نعوذباللّٰه دخت

کار خام آمد و تمام نپخت

طالعت گشت بی‌شکی منحوس

بخت میمون تو شود منکوس

آنکه از نقش اوت عار آید

پی دخترت خواستار آید

خان و مان تو پر ز عار شود

خانه از بهر وی حصار شود

برکس ایمن مباش، زان پس تو

که نیابی امین برو کس تو

هیچ‌کس را به خود نیاری خواند

گوز بر گنبد ایچ کس نفشاند

مرد مهمان به خان نیاری برد

نکند امن بر عرابی کرد

آتش و پنبه جفت کی گردد

خان و مانت به جمله فی گردد

گر غلامی خری و گر شاگرد

با وی از ناکسی برآید گرد

زود دامادیت طمع دارد

خویشتن را ز خانه پندارد

چه نکو گفت آن بزرگ استاد

که وی افکند شعر را بنیاد

کانکه را دختر است جای پسر

گرچه شاهست هست بد اختر

وآنکه او را دهیم ما صلوات

گفت کالمکرمات دفن بنات

چون بود با بنات نعش فلک

بر زمین جفت نعش به بی‌شک

بر فلک چون بنات با نعش است

بر زمین هم بنات بر نعش است

هرکرا دختر است خاصه فلاد

بهتر از گور نبودش داماد

ادامه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

  1. بخش ۱۹ - اندر مذمّت عمّ گویدآنکه عمّ تو و آنکه خال تواند
  2. بخش ۲۰ - اندر مذمّت خال گویدخال کآزار تو گزیده بُوَد
  3. بخش ۲۱ - اندر خویش لشکری گویدموش کز دشت در دکان افتد
  4. بخش ۲۲ - ذکر انواع‌الشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گویدهرکه شد کون‌پرست بر خیره
  5. بخش ۲۳ - در معنی زناشویی گویداز غلام آنکه زی عیال آمد
  6. بخش ۲۴ - حکایت و مثلآن جوانی به درد می‌نالید
  7. بخش ۲۵ - التمثیل فی‌المطایبة بطریق الهزلبود گرمی به کار دریوزه
  8. بخش ۲۶ - اندر مذمّت خویش صوفی گویدباز اگر خویش باشدت صوفی
همه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.