پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

بخش ۲۶ - اندر مذمّت خویش صوفی گوید

باز اگر خویش باشدت صوفی

او خود از هیچ روی لایوفی

خانه ویران کند به لیل و نهار

گه بشکرانه گه به استغفار

نیم شب هر شبی به خانهٔ خویش

آید و صد اِباحتی در پیش

نه به صورت مسافر ره آز

نه به سیرت مقیم پردهٔ راز

اندر افکنده در دو خانه خروش

یک مه دلق‌پوش زرق‌فروش

کارشان همچو نقش چینی رنگ

دلشان همچو کاف کوفی تنگ

از پی یک دو دردیی دین گز

قبله‌شان سایهٔ قبالهٔ رز

گر ندانی مزاجشان در ذات

رز بگوی و ز دور ده صلوات

سغبهٔ شاهدند و شمع و سرود

عالمی کور زیر چرخ کبود

خرمگس‌وار بهر لقمه و دانگ

گوشت گنده‌کنان بیهده بانگ

دور بینان سفله چون کرگس

روی شویان دیده‌کش چو مگس

ریششان پر ز باد و فرمان نی

ابرشان پر ز رعد و باران نی

زشت باشد ز بهر مالیدن

دل تهی و چو نای نالیدن

روی کرده چو تخم کاژیره

به نفاق و دل اندرون تیره

پارسا صورتان مفسد کار

باز شکلان ولیک موش شکار

هست‌گویی پدید صورت خوب

بر چنین فعل و سیرت معیوب

حال ایشان به دیدهٔ ظاهر

هست نزدیک حاذق و ماهر

به خط ابن مقله و بوّاب

ترّهات مسیلمهٔ کذّاب

آرد از بهر پنج‌گانهٔ تو

این چنین قوم را به خانهٔ تو

خانه خالی کند ز نان چون نای

پر کند چون شکم طهارت جای

پسرت هیچ اگر درو خندد

شاهد و شاهدی درو بندد

ور زنت کاسه‌ای نهد ز طعام

زنت را جز که سکره ننهد نام

ور بوی خوش پذیر و پژمرده

همچو خرده‌ت بسوزد از خرده

چون جماع آرزو کند به دودم

دو درم ده زد آفتابه‌ش نم

بام خانه به نعره بردارد

به لگد خانه را فرود آرد

خانه‌ای گر بود چو بیت حرام

به دو روز و دو شب کند بدنام

ور نباشی چو کرّ بی‌غلغل

کور گردی ز نعرهٔ بلبل

صحبت بد بود چو خوردن می

که فضیحت شود حریف از وی

جاهل آنگه که خوش دلی ورزد

تیزی آن دم به عالمی ارزد

از پی زیر بانگ و ولوله چیست

رو به خود بازگرد مشغله چیست

این صفت زو تو کی نیوشی باز

آنگهی چون خورد چو نوش پیاز

ادامه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

  1. بخش ۲۸ - اندر قرابت فقیه گویدور بود خود فقیه خویشاوند
  2. بخش ۲۹ - حکایت و ضرب‌المثلآن شنیدی که از کم آزاری
  3. بخش ۳۰ - حکایتقحطی افتاد وقتی اندر ری
  4. بخش ۳۱ - اندر صفت مرائی و قرّاء و سالوس گویدخلق را زیر گنبد دوّار
  5. بخش ۳۲ - در حق پارسایان گویدآن کسانی که راه دین رفتند
  6. بخش ۳۳ - در صفت جاه‌جویان و زر طلبان و درویشان صورت گویدوین گروهی که نو رسیدستند
  7. بخش ۳۴ - در حق کسی گوید از بزرگان غزنینبگذر از عالمان و درویشان
  8. بخش ۳۵ - در مثالب علوی زرمدی گویدآخر عمرت از دل تفته
همه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.