پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

بخش ۲۲ - ذکر انواع‌الشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گوید

هرکه شد کون‌پرست بر خیره

گوز یابد ثواب از انجیره

چه دهی از پی گذر گه ثفل

خرد پیر خود به کودک طفل

گر زبر سوش مایهٔ بد اوست

هرچه از زیر سو درآمد اوست

تن بد را بهاش جان خواهد

دل نیک تو رایگان خواهد

خاک پایی چو دیدی اندر پیش

باد دستی شوی ز شهوت خویش

آنکه او نام و ننگ خود بگذاشت

دل تو کی نگه تواند داشت

خصم غمّاز طبع یافه درای

یار خلخال دست زنگله پای

دوست چون زلف زنگیان بدساز

برجهد چون فروکشیش از ناز

چون چراغند از آنکه وقت فدی

چون فتیله ز بن خورند غذی

تا کم از یک دو مه به کسب مجاز

نود خویش سی کنند از آز

بر شکسته دریده غم خوردن

طفل بی‌مادرست پروردن

راست گفت آنکه برگشاد گره

بسته‌گیری به خوی نیکو به

هرکجا دین بود درم نبود

روی و خوی نکو بهم نبود

زشت باشد نکو رها کردن

یوسفی را بنه بها کردن

چون نه یعقوبی و نه بن یامین

زین دعا نشنوی مگر آمین

نزد آنکس که عقل او خوارست

شاهد دل شکر جگر خوارست

ادامه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

  1. بخش ۲۴ - حکایت و مثلآن جوانی به درد می‌نالید
  2. بخش ۲۵ - التمثیل فی‌المطایبة بطریق الهزلبود گرمی به کار دریوزه
  3. بخش ۲۶ - اندر مذمّت خویش صوفی گویدباز اگر خویش باشدت صوفی
  4. بخش ۲۷ - حکایة فی‌التّمثّل الصوفیآن شنیدی که بُد به شهر هَری
  5. بخش ۲۸ - اندر قرابت فقیه گویدور بود خود فقیه خویشاوند
  6. بخش ۲۹ - حکایت و ضرب‌المثلآن شنیدی که از کم آزاری
  7. بخش ۳۰ - حکایتقحطی افتاد وقتی اندر ری
  8. بخش ۳۱ - اندر صفت مرائی و قرّاء و سالوس گویدخلق را زیر گنبد دوّار
همه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.