پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

بخش ۷ - فی مثالب شعراء المدّعین

چون ستودی بسی عدولان را

سخنی گوی بوالفضولان را

آنکه بی‌آلتند و بی‌مایه

همه عریان چو کیر بی‌خایه

یا طلبکار زرق و تزویرند

یا جهان را به حسبه می‌گیرند

شعر برده به گازر و جولاه

خواسته زو بهای کفش و کلاه

همچو خلقانیان کهن پیرای

کرده یک شعر را دو گرده بهای

همچو سگ در به در به دریوزه

خوانده مر زهر را شکر بوزه

مدح شاهان به عامیان برده

دیو را هوش خویش بسپرده

یک رمه ناحفاظ و نابینا

در عبارت فرخچ و نازیبا

جای خلخال تاج بنهاده

شعرشان همچو ریششان ساده

هیچ نشناخته معانی را

بد زبانی ز خوش زبانی را

تابه از آفتابه نشناسند

شکل چرخ از ذوابه نشناسند

نزد ایشان کراسه با کاسه

هست یکسان چو تاس با تاسه

شاه را مدحت امیر برند

میر را در علو به تیر برند

عامیان را خدایگان خوانند

مهتران را به پاسبان خوانند

مدح و ذم نزدشان چو یکسانست

کس زنشان چو خانه ویرانست

همه محتاج لقمهٔ نانند

همه بی‌آلتند و حیرانند

همه ناشسته روی و منحوسند

همه تطفیل خوی و جاسوسند

همه با روی و طلعت شومند

زان همه ساله خوار و محرومند

بی‌زبانی ورا زبانی کرد

آلت خویش بی‌زبانی کرد

ادامه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

  1. بخش ۹ - فی ذکرالعوام و اهل السوق والجهالتا توانی به گرد عامه مگرد
  2. بخش ۱۰ - در ذمّ عوام و بازاریان و جهال گوید ذکر مساوی العوان للخواص نفع عامعامه تا در جهانِ اسبابند
  3. بخش ۱۱ - فی مذمة‌الاعداء و نصیحة‌الاولیاءای منیری نمود مهتابت
  4. بخش ۱۲ - اندر خویشان گوید فی‌مذمة الارقاب که: الاقارب عقارب، والاخ فخ، والعمّ غمّ، والخال وبال، والختن محناین گُره را که نام کردی خویش
  5. بخش ۱۳ - اندر مذمّت برادران گویددوست جو از برادران بگسل
  6. بخش ۱۴ - اندر مذمّت خواهران گویدور ترا خواهر آورد مادر
  7. بخش ۱۵ - حکایت هزلکلکی بر مناره کودک خرد
  8. بخش ۱۶ - اندر مذمّت فرزند گویدبود فرزند بد بود به دو باب
همه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.