پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

بخش ۳۸ - دیگری را گوید

بوده مامات اسب و بابات خر

تو مشو تر چو خوانمت استر

بدخو از بی‌نکاح زاده بتر

زانک ازو بار به کشد استر

رو که دین را به شعرک و ناموس

نیک پی کور کردی از سالوس

کانکه با چشم عنکبوت بُوَد

مگسش تخم عنزروت بُوَد

از پی شوخ چشمی ای ناکس

دیده صیقل‌زنی بسان مگس

عقل من چون حدیث تو شنود

گوید ارچه سرِ توش نبود

کان چو طبع خلاف شورانگیز

وان چو دست بهار رنگ‌آمیز

بخورد چشم او چو نوش مگس

چشم دیگر کسان خورد کرگس

نوحهٔ نوحه گر بسی خوشتر

از سخنهای وعظ مادر غر

تا حکیم زمانه احمق شد

دل او عشق باز یرمق شد

هرگز از بهر یک نماز خدای

نبشسته دو دست و روی و نه پای

زان همی گِل خورد چو آبستن

شوی دارد ز شاه و خواجه چو زن

چه عجب زانکه شوی دارد زن

گر شود هر دو سالی آبستن

نوحه‌گر کز پس تسو گرید

آن نه از چشم کز گلو گرید

هرکجا گربه کشت خالیگر

غذی خواجه گشت خاکستر

ژاژ او مرده نظم من جان دار

نیست شیرآفرین چو گربه نگار

برمن ای سرسبک به خوی و به زیست

یک دو مه صبر کن گرانی چیست

خنک آنکس که چهرهٔ تو ندید

واین سخنهای هزل تو نشنید

هم کنون خود رهیم ازین گفتن

تا ابد هم من از تو هم ز تو من

آن زمانی که رخ نماید اجل

زود گردد به جمله حال بدل

بس کنم زین مثالب تو کنون

که ز اندیشهٔ منست افزون

ادامه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

  1. بخش ۴۰ - التمثّل فی‌القناعة و ترک الحاجةبود بقراط را خُمی مسکن
  2. بخش ۴۱ - حکایتدید وقتی عزیز عزرائیل
  3. بخش ۴۲ - در مذمّت طبیبان جاهل گویدوین اطبا که خالی‌اند از طبّ
  4. بخش ۴۳ - در مناقب اطباء عالِم گوید قال‌النّبی صلی‌اللّٰه علیه وسلّم فی شأنهم العلم علمان علم‌الابدان و علم‌الادیانباز مردی که وی طبیب بُوَد
  5. بخش ۴۴ - تفصیل العلل و هی خمسون نوعانبض و قاروره و رسوب و علل
  6. بخش ۴۵ - فی تفصیل العلل و بیان‌الامراضسکته از انسداد بطن دماغ
  7. بخش ۴۶ - در طبیبان نادان گویداین نمودیم حدّ این پنجاه
  8. بخش ۴۷ - در صفت منجّم حاذق و منافق و تمثیل اصحاب دعوی به غیر معنی فی بطلان احکام النجوم و صفة هیئة‌الفلک و واضع هذاالعلم، قال النبّی علیه‌السّلام: النجوم حق و احکامها باطل، و قال علیه‌السّلام: من آمن بالنجوم فقد کفر، و قال علیه‌السّلام: تعلموا من‌النجوم مباز اینها که مرد احکامند
همه‌ی الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.