پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

مفردات

۹۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ دانی چه گفته‌اند بنی عوف در عرب
  2. شمارهٔ ۲ خیری که برآیدت به توفیق از دست
  3. شمارهٔ ۳ گر سِفله به مال و جاه از آزاده به‌است،
  4. شمارهٔ ۴ کس نیست که مهر تو درو شاید بست
  5. شمارهٔ ۵ دولت جاوید به طاعت درست
  6. شمارهٔ ۶ گوینده را چه غم که نصیحت قبول نیست
  7. شمارهٔ ۷ رفتن چو ضرورت‌است و منزل به گذاشت،
  8. شمارهٔ ۸ هر که گوید کلاغ چون باز است
  9. شمارهٔ ۹ گر راه نمایی، همه عالم راه‌است
  10. شمارهٔ ۱۰ خواهی که به طبعت همه کس دارد دوست
  11. شمارهٔ ۱۱ اگر بَوّاب و سرهنگان هم از درگه برانندت،
  12. شمارهٔ ۱۲ این‌بار نه بانگ چنگ و نای و دهل‌است
  13. شمارهٔ ۱۳ از مایهٔ بیسود نیاساید مرد
  14. شمارهٔ ۱۴ گمان مبر که جهان اعتماد را شاید
  15. شمارهٔ ۱۵ بیچاره که در میان دریا افتاد
  16. شمارهٔ ۱۶ توان نان خورد اگر دندان نباشد
  17. شمارهٔ ۱۷ چه کندمالک مختار که فرمان ندهد
  18. شمارهٔ ۱۸ وقتی دل دوستان به جنگ آزارند
  19. شمارهٔ ۱۹ گفتم که برآید آبی از چاه امید
  20. شمارهٔ ۲۰ دروغی که حالی دلت خوش کند
  21. شمارهٔ ۲۱ غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد
  22. شمارهٔ ۲۲ سلطان که به منزل گدایان آید
  23. شمارهٔ ۲۳ در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
  24. شمارهٔ ۲۴ نیافرید خدایت به خلق حاجتمند
  25. شمارهٔ ۲۵ گر ز هفت آسمان گزند آید
  26. شمارهٔ ۲۶ در گرگ نگه مکن که بزغاله برد
  27. شمارهٔ ۲۷ بشنو که من نصیحت پیران شنیده‌ام
  28. شمارهٔ ۲۸ مرغ جایی رود که چینه بود
  29. شمارهٔ ۲۹ خورشید که بر جامهٔ درویش افتد
  30. شمارهٔ ۳۰ تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد
  31. شمارهٔ ۳۱ نه هر بیرون که بپسندی درونش همچنان باشد
  32. شمارهٔ ۳۲ سگ هم از کوچکی پلید بود
  33. شمارهٔ ۳۳ شادمانی مکن که دشمن مرد
  34. شمارهٔ ۳۴ گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود
  35. شمارهٔ ۳۵ هر که دندان به خویشتن بنهاد
  36. شمارهٔ ۳۶ بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود
  37. شمارهٔ ۳۷ ناامید از در رحمت به کجا شاید رفت
  38. شمارهٔ ۳۸ سفله را قوت مده چندانکه مستولی شود
  39. شمارهٔ ۳۹ نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار
  40. شمارهٔ ۴۰ بزرگی نماند بر آن پایدار
  41. شمارهٔ ۴۱ چه داند خوابناک مست مخمور
  42. شمارهٔ ۴۲ دو عاشق را به هم بهتر بود روز
  43. شمارهٔ ۴۳ به شکر آنکه تو در خانه‌ای و اهلت پیش
  44. شمارهٔ ۴۴ جایی نرسد کس به توانایی خویش
  45. شمارهٔ ۴۵ زنده‌دل از مرده نصیحت نیوش
  46. شمارهٔ ۴۶ یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش
  47. شمارهٔ ۴۷ کوته‌نظران را نبود جز غم خویش
  48. شمارهٔ ۴۸ به کین دشمنان باطل میندیش
  49. شمارهٔ ۴۹ گر خود همه عالم بگشایی تو به تیغ
  50. شمارهٔ ۵۰ مکن عمر ضایع به افسوس و حیف
  51. شمارهٔ ۵۱ با هر کسی به مذهب وی باید اتفاق
  52. شمارهٔ ۵۲ بد نه نیکست بی‌خلافت ولیک
  53. شمارهٔ ۵۳ ای پیک نامه بر که خبر می‌بری به دوست
  54. شمارهٔ ۵۴ هر که آمد بر خدای قبول
  55. شمارهٔ ۵۵ گر بلندت کسی دهد دشنام
  56. شمارهٔ ۵۶ خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم
  57. شمارهٔ ۵۷ دلت خوش باد و چشم از بخت روشن
  58. شمارهٔ ۵۸ از بهر دل یکی به دست آوردن
  59. شمارهٔ ۵۹ به نیکی و بدی آوازه در بسیط جهان
  60. شمارهٔ ۶۰ الهی عاقبت محمود گردان

متن اشعار به نقل از گنجور.