فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ - تجدید مطلع دوش بر گردون رنگی دگر آمیختهاند
- شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه می و مشک است که با صبح برآمیختهاند
- شمارهٔ ۶۳ - قصیده دلهای ما قرارگه درد کردهاند
- شمارهٔ ۶۴ - در ستایش ابو المظفر اخستان شروان شاه صبح خیزان کاستین بر آسمان افشاندهاند
- شمارهٔ ۶۵ - مطلع دوم گوئیی کز عشق او یک شهر جان افشاندهاند
- شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم تا غبار از چتر شاه اختران افشاندهاند
- شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه شب روان در صبح صادق کعبهٔ جان دیدهاند
- شمارهٔ ۶۸ - مطلع دوم تا خیال کعبه نقش دیدهٔ جان دیدهاند
- شمارهٔ ۶۹ - مطلع سوم دشت موقف را لباس از جوهر جان دیدهاند
- شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز صبح خیزان کز دو عالم خلوتی برساختند
- شمارهٔ ۷۱ - مطلع دوم دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
- شمارهٔ ۷۲ - مطلع سوم طره مفشان کز هلالت عید جان برساختند
- شمارهٔ ۷۳ - قصیده سرورانی که مرا تاج سرند
- شمارهٔ ۷۴ - قصیده امروز مال و جاه خسان دارند
- شمارهٔ ۷۵ - قصیده مرد آن بود که از سر دردی قدم زند
- شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندان غصه بر هر دلی که کار کند
- شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شروان شاه صورت نمیبندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
- شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود راز دلم جور روزگار برافکند
- شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران گردون نقاب صبح به عمدا برافکند
- شمارهٔ ۸۰ - مطلع دوم نوروز برقع از رخ زیبا برافکند
- شمارهٔ ۸۱ - این قصیدهٔ را حرز الحجاز خوانند در کعبهٔ علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آورده شب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند
- شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
- شمارهٔ ۸۳ - قصیده به جوی سلامت کس آبی نبیند
- شمارهٔ ۸۴ - در نکوهش و ملامت حسودان مشتی خسیس ریزه که اهل سخن نیند
- شمارهٔ ۸۵ - قصیده آمد بهار و بخت که عشرت فزا شود
- شمارهٔ ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدین سر چه سنجد که هوش میبشود
- شمارهٔ ۸۷ - در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانی سر چه سنجد که هوش می بشود
- شمارهٔ ۸۸ - قصیده نه دل از سلامت نشان میدهد
- شمارهٔ ۸۹ - قصیده در کفم نیست آنچه میباید
- شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه مرا صبح دم شاهد جان نماید
- شمارهٔ ۹۱ - مطلع دوم شه اختران زان زر افشان نماید
- شمارهٔ ۹۲ - این قصیدهٔ را در زمان کودکی در ستایش فخر الدین منوچهر بن فریدون شروان شاه سروده است صفتی است حسن او را که به وهم در نیاید
- شمارهٔ ۹۳ - در بیان عشق و گوشه نشینی و ستایش عصمة الدین خواهر منوچهر از همه عالم کران خواهم گزید
- شمارهٔ ۹۴ - قصیده ایام خط فتنه به فرق جهان کشید
- شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعد بیدقی مدح شاه میگوید
- شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گوید حاصل عمر چه دارید خبر باز دهید
- شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرز چشم بر پردهٔ امل منهید
- شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند. صبحگاهی سر خوناب جگر بگشایید
- شمارهٔ ۹۹ - مطلع دوم ای نهان داشتگان موی ز سر بگشایید
- شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفر چون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر
- شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دوم در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر
- شمارهٔ ۱۰۲ - مطلع سوم ای کعبهٔ جهان گرد، وی زمزم رسن در
- شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارم صحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر
- شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجم ای عندلیب جانها طاووس بسته زیور
- شمارهٔ ۱۰۵ - قصیده در جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور
- شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه ای پردهٔ معظم بانوی روزگار
- شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراق صبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار
- شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم بهر صبوح از درم مست در آمد نگار
- شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سوم کرد خزان تاختن بر صف خیل بهار
- شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش علاء الدین آتسزبن محمد خوارزم شاه هین که به میدان حسن رخش درافکند یار
- شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع دوم دست صبا برفروخت مشعلهٔ نوبهار
- شمارهٔ ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدین الصبوح الصبوح کامد کار
- شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دوم دیده بانان این کبود حصار
- شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سوم بخ بخ ای بخت و خه خه ای دلدار
- شمارهٔ ۱۱۵ - در رثاء امام عز الدین ابوعمر و اسعد کو دلی کانده کسارم بود و بس
- شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش ملک الرسا شمس الدین محمودبن علی صدری که قدر کان شکند گوهر سخاش
- شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش
- شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع دوم سر حد بادیه است روان پاش بر سرش
- شمارهٔ ۱۱۹ - مطلع سوم اینک مواقف عرفات است بنگرش
- شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع چهارم من صید آنکه کعبهٔ جانهاست منظرش
متن اشعار به نقل از گنجور.