پرش به محتوای اصلی
خاقانی

خاقانی

قصاید

۲۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ - تجدید مطلع دوش بر گردون رنگی دگر آمیخته‌اند
  2. شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه می و مشک است که با صبح برآمیخته‌اند
  3. شمارهٔ ۶۳ - قصیده دل‌های ما قرارگه درد کرده‌اند
  4. شمارهٔ ۶۴ - در ستایش ابو المظفر اخستان شروان شاه صبح خیزان کاستین بر آسمان افشانده‌اند
  5. شمارهٔ ۶۵ - مطلع دوم گوئیی کز عشق او یک شهر جان افشانده‌اند
  6. شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم تا غبار از چتر شاه اختران افشانده‌اند
  7. شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه شب روان در صبح صادق کعبهٔ جان دیده‌اند
  8. شمارهٔ ۶۸ - مطلع دوم تا خیال کعبه نقش دیدهٔ جان دیده‌اند
  9. شمارهٔ ۶۹ - مطلع سوم دشت موقف را لباس از جوهر جان دیده‌اند
  10. شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز صبح خیزان کز دو عالم خلوتی برساختند
  11. شمارهٔ ۷۱ - مطلع دوم دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
  12. شمارهٔ ۷۲ - مطلع سوم طره مفشان کز هلالت عید جان برساختند
  13. شمارهٔ ۷۳ - قصیده سرورانی که مرا تاج سرند
  14. شمارهٔ ۷۴ - قصیده امروز مال و جاه خسان دارند
  15. شمارهٔ ۷۵ - قصیده مرد آن بود که از سر دردی قدم زند
  16. شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندان غصه بر هر دلی که کار کند
  17. شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شروان شاه صورت نمی‌بندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
  18. شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود راز دلم جور روزگار برافکند
  19. شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران گردون نقاب صبح به عمدا برافکند
  20. شمارهٔ ۸۰ - مطلع دوم نوروز برقع از رخ زیبا برافکند
  21. شمارهٔ ۸۱ - این قصیدهٔ را حرز الحجاز خوانند در کعبهٔ علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آورده شب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند
  22. شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
  23. شمارهٔ ۸۳ - قصیده به جوی سلامت کس آبی نبیند
  24. شمارهٔ ۸۴ - در نکوهش و ملامت حسودان مشتی خسیس ریزه که اهل سخن نیند
  25. شمارهٔ ۸۵ - قصیده آمد بهار و بخت که عشرت فزا شود
  26. شمارهٔ ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدین سر چه سنجد که هوش می‌بشود
  27. شمارهٔ ۸۷ - در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانی سر چه سنجد که هوش می بشود
  28. شمارهٔ ۸۸ - قصیده نه دل از سلامت نشان می‌دهد
  29. شمارهٔ ۸۹ - قصیده در کفم نیست آنچه می‌باید
  30. شمارهٔ ۹۰ - در ستایش اتابک منصور فرمانروای شماخی و ابوالمظفر شروان شاه مرا صبح دم شاهد جان نماید
  31. شمارهٔ ۹۱ - مطلع دوم شه اختران زان زر افشان نماید
  32. شمارهٔ ۹۲ - این قصیدهٔ را در زمان کودکی در ستایش فخر الدین منوچهر بن فریدون شروان شاه سروده است صفتی است حسن او را که به وهم در نیاید
  33. شمارهٔ ۹۳ - در بیان عشق و گوشه نشینی و ستایش عصمة الدین خواهر منوچهر از همه عالم کران خواهم گزید
  34. شمارهٔ ۹۴ - قصیده ایام خط فتنه به فرق جهان کشید
  35. شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعد بیدقی مدح شاه می‌گوید
  36. شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گوید حاصل عمر چه دارید خبر باز دهید
  37. شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرز چشم بر پردهٔ امل منهید
  38. شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند. صبح‌گاهی سر خوناب جگر بگشایید
  39. شمارهٔ ۹۹ - مطلع دوم ای نهان داشتگان موی ز سر بگشایید
  40. شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفر چون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر
  41. شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دوم در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر
  42. شمارهٔ ۱۰۲ - مطلع سوم ای کعبهٔ جهان گرد، وی زمزم رسن در
  43. شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارم صحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر
  44. شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجم ای عندلیب جان‌ها طاووس بسته زیور
  45. شمارهٔ ۱۰۵ - قصیده در جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور
  46. شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه ای پردهٔ معظم بانوی روزگار
  47. شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراق صبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار
  48. شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم بهر صبوح از درم مست در آمد نگار
  49. شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سوم کرد خزان تاختن بر صف خیل بهار
  50. شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش علاء الدین آتسزبن محمد خوارزم شاه هین که به میدان حسن رخش درافکند یار
  51. شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع دوم دست صبا برفروخت مشعلهٔ نوبهار
  52. شمارهٔ ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدین الصبوح الصبوح کامد کار
  53. شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دوم دیده بانان این کبود حصار
  54. شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سوم بخ بخ ای بخت و خه خه ای دلدار
  55. شمارهٔ ۱۱۵ - در رثاء امام عز الدین ابوعمر و اسعد کو دلی کانده کسارم بود و بس
  56. شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش ملک الرسا شمس الدین محمودبن علی صدری که قدر کان شکند گوهر سخاش
  57. شمارهٔ ۱۱۷ - این قصیدهٔ را مذکورة الاسحار خوانند و در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیدهٔ را به زر نوشتند صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش
  58. شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع دوم سر حد بادیه است روان پاش بر سرش
  59. شمارهٔ ۱۱۹ - مطلع سوم اینک مواقف عرفات است بنگرش
  60. شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع چهارم من صید آنکه کعبهٔ جان‌هاست منظرش

متن اشعار به نقل از گنجور.