پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۶۳ - قصیده

دل‌های ما قرارگه درد کرده‌اند

دار القرار بر دل ما سرد کرده‌اند

این صد هزار نرگسه بر سقف این حصار

رخسار ما چو نرگس نو زرد کرده‌اند

در پیش آتشی که ز سنگ قضا جهد

جان‌های ما نتیجهٔ گوگرد کرده‌اند

خورشید در نقاب عدمد شد ز شرم آنک

رخسار روزگار پر از گرد کرده‌اند

و آنک پدید خویی خورشید گم شده

سیمرغ را چو شب پره شب‌گرد کرده‌اند

در باغ عهد جای تماشا نماند از آنک

صد خار را موکل یک ورد کرده‌اند

دردا که تا سواد خراسان خراب گشت

دلها خراب زلزلهٔ درد کرده‌اند

یارب که دیو مردم این هفت‌دار حرب

در چاردار ملک چه ناورد کرده‌اند

از غبن آن جهان که چو آن هشت خلد بود

ای بس دلا که هاویه پرورد کرده‌اند

گر بود چار شهر خراسان حرم مثال

راهش کنون چو ششدرهٔ نرد کرده‌اند

اصحاب فیل بین که به پیرامن حرم

کردند ترک‌تاز و نه در خورد کرده‌اند

هان ای سپاه طیر ابابیل زینهار

کاصحاب فیل هرچه توان کرد کرده‌اند

خاقانیا خزینهٔ گیتی به جو مخر

کز کیمیای عافیتش فرد کرده‌اند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۵ - مطلع دومگوئیی کز عشق او یک شهر جان افشانده‌اند
  2. شمارهٔ ۶۶ - مطلع سومتا غبار از چتر شاه اختران افشانده‌اند
  3. شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکهشب روان در صبح صادق کعبهٔ جان دیده‌اند
  4. شمارهٔ ۶۸ - مطلع دومتا خیال کعبه نقش دیدهٔ جان دیده‌اند
  5. شمارهٔ ۶۹ - مطلع سومدشت موقف را لباس از جوهر جان دیده‌اند
  6. شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگزصبح خیزان کز دو عالم خلوتی برساختند
  7. شمارهٔ ۷۱ - مطلع دومدوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
  8. شمارهٔ ۷۲ - مطلع سومطره مفشان کز هلالت عید جان برساختند
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.