پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۷۱ - مطلع دوم

دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند

ماه نو را چون حمایل چفته پیکر ساختند

قرص خور مصروع از آن شد کز حمایل باز ماند

کآن حمایل هم برای قرصهٔ خور ساختند

گوشهٔ جام شکسته سوی خاور شد پدید

یک جهان نظاره کن کآن جام از چه گوهر ساختند

محتسب گویی به ماه روزه جام می شکست

کآن شکسته جام را رسوای خاور ساختند

یا شبانگه فصد کردند اختران تب زده

کآسمان طشت و شفق خون، ماه نشتر ساختند

چرخ جادوپیشه چون زرین قُواره کرد گم

دامن کُحلیش را جَیبی مُقَّور ساختند

درزیان چرخ را گوئی که سهو افتاده بود

کآن زه سیمین بر آن دامن نه در خور ساختند

ماه نو چون حلقهٔ ابریشم و شب موی چنگ

موی و ابریشم بهم چون عود و شکر ساختند

مهر چون در خوشه یک مه ساخت خرمن، روشنان

ماه را صاع زر شاه مظفر ساختند

نیمهٔ قندیل عیسی بود یا محراب روح

تا مثال طوق اسب شاه صفدر ساختند

دوش چون من ماه نو دیدم به روی تخت شاه

از ریاض خاطرم این قطعه نوبر ساختند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۳ - قصیدهسرورانی که مرا تاج سرند
  2. شمارهٔ ۷۴ - قصیدهامروز مال و جاه خسان دارند
  3. شمارهٔ ۷۵ - قصیدهمرد آن بود که از سر دردی قدم زند
  4. شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندانغصه بر هر دلی که کار کند
  5. شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شروان شاهصورت نمی‌بندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
  6. شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خودراز دلم جور روزگار برافکند
  7. شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندرانگردون نقاب صبح به عمدا برافکند
  8. شمارهٔ ۸۰ - مطلع دومنوروز برقع از رخ زیبا برافکند
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.