پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۷۳ - قصیده

سرورانی که مرا تاج سرند

از سر قدر همه تاجورند

به لقا و به لقب عالم را

عز اسلام و ضیاء بصرند

آدمی نفس و ملایک نفس‌اند

پادشا سار و پیمبر سیرند

برتر از نقطهٔ خاک‌اند به ذات

نه به پرگار نه افلاک درند

به همم صاحب صدر فلک‌اند

به قلم نائب حکم قدرند

به نی عسکری ملک طراز

عسکر آرای ملوک بشرند

تا دوات همه پر نیشکر است

همه شیران گرو نیشکرند

تب برد شیر و پناهد سوی نی

تا به نی بو که تب او ببرند

سفرهٔ مائده پرداز همه است

تا همه سفره نشین سفرند

خوانشان خوانچهٔ خورشید سزد

که به همت همه عیسی هنرند

که گهی خوردی ترکان طلبند

که همه در رخ ترکان نگرند

همه ترکان فلک را پس از این

خلق تتماجی ایشان شمرند

خورد ترکانه عجب می‌سازند

هندویی دو که مرا طبخ گرند

گرچه محور سپرد قرصهٔ خور

قرص خوربین که به محور سپرند

هندوانند سپر ساز از سیم

لیک دارندهٔ تیر خزرند

به سر تیغ به صد پاره کنند

چون به تیرش به سر بار برند

هندوان بینی در مطبخ من

که چو دیلم همه سیمین سپرند

خورشی کرده به تیر است و به تیغ

تا بزرگان به سر نیزه خورند

این چنین ماحضری ساخته شد

که دو عالم ببرش مختصرند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۵ - قصیدهمرد آن بود که از سر دردی قدم زند
  2. شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندانغصه بر هر دلی که کار کند
  3. شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شروان شاهصورت نمی‌بندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
  4. شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خودراز دلم جور روزگار برافکند
  5. شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندرانگردون نقاب صبح به عمدا برافکند
  6. شمارهٔ ۸۰ - مطلع دومنوروز برقع از رخ زیبا برافکند
  7. شمارهٔ ۸۱ - این قصیدهٔ را حرز الحجاز خوانند در کعبهٔ علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آوردهشب روان چو رخ صبح آینه سیما بینند
  8. شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده استمقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.