پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دوم

در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر

کز پر گشادن او آفاق بست زیور

نیرنگ زد زمین شبه فلک به جلوه

پرگار زد هوا را قوس قزح به شه پر

عکسی ز پای و پرش زد بر زمین ز گردون

ز آن شد بهار رنگین، زین شد سحاب اغیر

ز آن حرف صولجان وش زیرش دو گوی ساکن

آمد چو صفر مفلس وز صفر شد توانگر

یعنی که قرص خورشید از حوت در حمل شد

کرد اعتدال بر وی بیت‌الشرف مقرر

یک چند چون سلیمان ماهی گرفت و اکنون

چون موسی از شبانی گشتش بره مسخر

عریان ز حوض ماهی سوی بره روان شد

همچون بره برآمد پوشیده صوف اصفر

ویحک نه هر شبانگه در آب گرم مغرب

غسلش دهند و پوشند از حلهٔ مزعفر

گویی جنابتش بود از لعبتان دیده

کورا به حوض ماهی دادند غسل دیگر

تا رست قرصهٔ خور از ضعف علت دی

بیماری دق آمد شب را که گشت لاغر

مانا که اندرین مه عیدی است آسمان را

کاهیخت تیغ و آمد بر گاو قرصهٔ خور

شاخ از جواهر اینک آذین عید بسته

چون کام روزه داران گشته صبا معطر

جیب گهر شکوفه، گوی انگله است غنچه

کز باد نوبهاری آکنده شد به عنبر

قوس قزح برآمد چون نیم زه ملمع

کز صنعت صبا شد گوی انگله معنبر

آن غنچه‌های نستر بادامه‌های قز شد

زر قراضه در وی چون تخم پیله مضمر

غمناک بود بلبل، گل می‌خورد که در گل

مشک است و زر و مرجان وین هر سه هست غم بر

مانا که باد نیسان داند طبیبی ایرا

سازد مفرح از زر مرجان و مشک اذفر

شب گشت پست قامت چون رایت مخالف

روز است آخته قد چون چتر شاه صفدر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارمصحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر
  2. شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجمای عندلیب جان‌ها طاووس بسته زیور
  3. شمارهٔ ۱۰۵ - قصیدهدر جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور
  4. شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاهای پردهٔ معظم بانوی روزگار
  5. شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراقصبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار
  6. شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دومبهر صبوح از درم مست در آمد نگار
  7. شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سومکرد خزان تاختن بر صف خیل بهار
  8. شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش علاء الدین آتسزبن محمد خوارزم شاههین که به میدان حسن رخش درافکند یار
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.