پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفر

چون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر

سیماب آتشین زد در بادبان اخضر

آن خایه‌های زرین از سقف نیم خایه

سیماب شد چو برزد سیماب آتشین سر

مرغ از چه زد شناعت بر صبح راست خانه

کو در عمود سیمین دارد ترازوی زر

کوس از چه روی دارد آواز گنج باری

کز نور صبح بینم گنج روان مشهر

این گنج صرف دارد و آواز در میان نه

و آن همچو صفر خالی و آوازهٔ مزور

مه در هوای بابل چون یک قواره توزی

خیاط بهر سحرش برداشته مدور

یارب ز دست گردون چه سحرها برآمد

گر نه از آن قواره نیمی کنند کمتر

چرخ سیاه کاسه خوان ساخت شبروان را

نان سپید او مه، نان ریزهاش اختر

چون پخت نان زرین اندر تنور مشرق

افتاد قرص سیمین اندر دهان خاور

کوس شکم تهی را بود آرزوی آن نان

یا قوم اطعمونی آوازش آمد از بر

مانا که هست گردون دروازه بان در بند

اجری است آن دو نانش ز انعام شاه کشور

درگاه سیف دین را نقد است خوان رضوان

ادریس ریزه خوارش و ارواح میده آور

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۲ - مطلع سومای کعبهٔ جهان گرد، وی زمزم رسن در
  2. شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارمصحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر
  3. شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجمای عندلیب جان‌ها طاووس بسته زیور
  4. شمارهٔ ۱۰۵ - قصیدهدر جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور
  5. شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاهای پردهٔ معظم بانوی روزگار
  6. شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراقصبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار
  7. شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دومبهر صبوح از درم مست در آمد نگار
  8. شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سومکرد خزان تاختن بر صف خیل بهار
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.