پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۹۴ - قصیده

ایام خط فتنه به فرق جهان کشید

لن‌تفلحوا به ناصیهٔ انس و جان کشید

دل‌ها به نیل رنگ‌رزان درکشید از آنک

غم داغ گازرانه بر اهل جهان کشید

بر بوی یک نفس که همه ناتوانی است

ای مه چه گویی این همه محنت توان کشید

هربار غم که در بنهٔ غیب سفته بود

دست قضا به بنگه آخر زمان کشید

آزاده غرق غصه و سفله ز موج غم

آزاد رست و رخت امان بر کران کشید

دریاست روزگار که هر گوش ماهیی

افکند بر کنار و صدف در میان کشید

بس دل که چرخ سای و ستاره فسای بود

چرخش کمین گشاد و ستاره کمان کشید

روز جهان کرا نکند دیدن ای فتی

خورشید چشم شب پره را میل از آن کشید

از پای پیل حادثه‌وار است و دست برد

هرکس که اسب عافیتی زیر ران کشید

خاقانیا نه طفلی ازین خاک توده چند

مرد آنکه خط نسخ بر این خاکدان کشید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گویدحاصل عمر چه دارید خبر باز دهید
  2. شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرزچشم بر پردهٔ امل منهید
  3. شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند.صبح‌گاهی سر خوناب جگر بگشایید
  4. شمارهٔ ۹۹ - مطلع دومای نهان داشتگان موی ز سر بگشایید
  5. شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفرچون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر
  6. شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دومدر آبگون قفس بین طاووس آتشین پر
  7. شمارهٔ ۱۰۲ - مطلع سومای کعبهٔ جهان گرد، وی زمزم رسن در
  8. شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارمصحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.