پرش به محتوای اصلی
خاقانی

خاقانی

قصاید

۲۲۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ - در ستایش فخر الدین منوچهر شروان شاه به التزام لفظ «عید» در هر بیت رخسار صبح را نگر از برقع زرش
  2. شمارهٔ ۱۲۲ - مطلع دوم آمد دواسبه عید و خزان شد علم برش
  3. شمارهٔ ۱۲۳ - مطلع سوم عیدی است فتنه‌زا ز هلال معنبرش
  4. شمارهٔ ۱۲۴ - مطلع چهارم صبح هزار عید وجود است جوهرش
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه در پردهٔ دل آمد دامن کشان خیالش
  6. شمارهٔ ۱۲۶ - قصیدهٔ مرآت الصفا، در حکمت و تکمیل نفس دل من پیر تعلیم است و من طفل زبان دانش
  7. شمارهٔ ۱۲۷ - در ستایش فخر الدین شروان شاه منوچهر ز عدل شاه که زد پنج نوبه در آفاق
  8. شمارهٔ ۱۲۸ - در رثاء امام محمد بن یحیی خراسانی و خفه شدن او به دست غزان تا درد و محنت است در این تنگنای خاک
  9. شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش سلطان غیاث الدین محمد بن محمود بن محمد بن ملک شاه سلجوقی مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبح‌دم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ - مطلع دوم ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم گر نه شب از عین عید ساخت طلسمی بخم
  12. شمارهٔ ۱۳۲ - در ستایش بهاء الدین محمد دبیر خوارزم شاه تکش بن ایل ارسلان طفلی و طفیل توست آدم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دوم با آنکه به موی مانم از غم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ - مطلع سوم ای شحنهٔ شش جهات عالم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ - در مرثیهٔ شیخ الاسلام عمدة الدین محمد بن اسعد طوسی نیشابوری شافعی معروف به حفده آن پیر ما که صبح لقائی است خضر نام
  16. شمارهٔ ۱۳۶ - در رثاء خانوادهٔ خود بی‌باغ رخت جهان مبینام
  17. شمارهٔ ۱۳۷ - در وصف خاک مقدسی که از بالین حضرت ختمی مرتبت آورده بود صبح وارم کآفتابی در نهان آورده‌ام
  18. شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجازهٔ سفر حضرت ستر معلا دیده‌ام
  19. شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش خراسان و آرزوی وصول به آن مدح صدر جهان محیی الدین رهروم مقصد امکان به خراسان یابم
  20. شمارهٔ ۱۴۰ - در شکایت از روزگار عافیت را نشان نمی‌یابم
  21. شمارهٔ ۱۴۱ - باز هم در مرثیهٔ خانوادهٔ خویش بس وفا پرورد یاری داشتم
  22. شمارهٔ ۱۴۲ - در حماسه و نکوهش حسودان و سخنی در حکمت هر زمان زین سبز گلشن رخت بیرون می‌برم
  23. شمارهٔ ۱۴۳ - مطلع دوم من کیم باری که گوئی ز آفرینش برترم
  24. شمارهٔ ۱۴۴ - در موعظه و نصیحت و تخلص به ستایش بهاء الدین سعد بن احمد از آن قبل که سر عالم بقا دارم
  25. شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امام ناصر الدین ابراهیم در این دامگاه ارچه همدم ندارم
  26. شمارهٔ ۱۴۶ - در شکایت از روزگار و دوستان و ستایش تهمتن پهلوان روزم فرو شد از غم، هم غم‌خوری ندارم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ - مطلع دوم ای باغ جان که به ز لبت نوبری ندارم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمه هر صبح سر ز گلشن سودا برآورم
  29. شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء هر صبح پای صبر به دامن درآورم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت به دل در خواص بقا می‌گریزم
  31. شمارهٔ ۱۵۱ - در دل‌تنگی و شکایت از روزگار و خوش‌دلی از گوشه‌گیری و قناعت غصه بندد نفس افغان چکنم؟
  32. شمارهٔ ۱۵۲ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز هر صبح که نو جهان ببینم
  33. شمارهٔ ۱۵۳ - در شکایت از روزگار و مردم به درد دلم کاشنائی نبینم
  34. شمارهٔ ۱۵۴ - در مرثیهٔ نصرةالدین ابوالمظفر اصفهبد کیالواشیر ای قبلهٔ جان کجات جویم
  35. شمارهٔ ۱۵۵ - در شکایت و عزلت و تخلص به نعت پیامبر بزرگوار ضمان‌دار سلامت شد دل من
  36. شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبران قحط وفاست در بنهٔ آخر الزمان
  37. شمارهٔ ۱۵۷ - در موعظه و گوشه‌گیری هین کز جهان علامت انصاف شد نهان
  38. شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید الامان ای دل که وحشت زحمت آورد الامان
  39. شمارهٔ ۱۵۹ - در ستایش جلال الدین ابوالفتح شروان شاه نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
  40. شمارهٔ ۱۶۰ - مطلع دوم ای لب و خالت بهم طوطی و هندوستان
  41. شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سوم تا نفخات ربیع صور دمید از دهان
  42. شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشاد تا رقم حسن تو زد آسمان
  43. شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوم از همه عالم شده‌ام بر کران
  44. شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سوم شاعر ساحر منم اندر جهان
  45. شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفار ای نایب عیسی از دو مرجان
  46. شمارهٔ ۱۶۶ - مطلع دوم اکنون که گشاد گل گریبان
  47. شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سوم یعقوب دلم، ندیم احزان
  48. شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری هان! ای دلِ عبرت‌بین! از دیده عِبَر کن! هان!
  49. شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح ملک الوزراء زین‌الدین دستور عراق دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
  50. شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودان کژ خاطران که عین خطا شد صوابشان
  51. شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بی‌طمعی زین بیش آبروی نریزم برای نان
  52. شمارهٔ ۱۷۲ - درستایش اصفهان نکهت حور است یا هوای صفاهان
  53. شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خود سنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن
  54. شمارهٔ ۱۷۴ - در تجرید و عزلت و قناعت و بی‌طمعی و شکایت از روزگار ناگذران دل است نوبت غم داشتن
  55. شمارهٔ ۱۷۵ - در مرثیهٔ قدوة الحکماء کافی‌الدین عم خویش خرمی در جوهر عالم نخواهی یافتن
  56. شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم صبح‌دم چون کله بندد آه دود آسای من
  57. شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شروان شاه منوچهر عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین
  58. شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دوم غارت دل می‌کنی شرط وفا نیست این
  59. شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ابوالمظفر شروان شاه کوی عشق آمد شد ما برنتابد بیش از این
  60. شمارهٔ ۱۸۰ - در تغزل و شکایت دلسوز ما که آتش گویاست قند او

متن اشعار به نقل از گنجور.