پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۵۳ - در شکایت از روزگار و مردم

به درد دلم کاشنائی نبینم

هم از درد، دل را دوایی نبینم

چو تب خال کو تب برد درد دل را

به از درد تسکین فزایی نبینم

شوم هم در انده گریزم ز انده

کز انده به، انده زدایی نبینم

جهان نیست از هیچ جایی که در وی

دل آشنا هیچ جایی نبینم

غلط گفتم ای مه کدام آشنایان

که هیچ آشنا بی‌ریایی نبینم

ازین آشنایان که امروز دارم

دمی نگذرد تا جفایی نبینم

مرا دل گرفت از چنین آشنایان

به جائی روم کاشنایی نبینم

چو عنقا من و کوه قافم قناعت

که چون قاف شد جز عنایی نبینم

پل آبگون فلک باد رخنه

که در جویش آب رضایی نبینم

در آئینهٔ دل خیال فلک را

بجز هاون سرمه سایی نبینم

کلید توکل ز دل جویم ایرا

به از دل، توکل سرایی نبینم

دری تنگ بینم توکل سرا را

ولیک از درون جز فضایی نبینم

برون سرمه‌ای هست بر هاون اما

ز سوی درون سرمه‌سایی نبینم

توکل سرا هست چو نحل‌خانه

که الا درش تنگنایی نبینم

منم نحل و دی‌ماه بخل آمد اینجا

بهار کرم را بهایی نبینم

چو مار از نهادم چنین به که آخر

امان بینم ارچه نوایی نبینم

هم از زهر من کس گزندی نبیند

هم از زخم کس هم بلایی نبینم

بدان تا دلم منزل فقر گیرد

به از صبر منزل نمایی نبینم

بلی از پی چار منزل گرفتن

به از فقر سرما زدایی نبینم

یکی از پی جای لنگر گرفتن

به از سرب، آهن‌ربایی نبینم

به صحرای عادی مزاجان عادت

چراغ وفا را ضیایی نبینم

به بازار خلقان فروشان همت

طراز کرم را بهایی نبینم

از آن صف پیشین یمانی و طائی

به حی کرم پیشوایی نبینم

وزین بازپس ماندگان قبائل

بجز غمر عمر الردایی نبینم

از آن موکب امروز مردی نیابم

وز آن انجم اکنون سهایی نبینم

محبت نمی‌زاید اکنون طبایع

کز این چار زن مردزایی نبینم

نه خاقانیم گر وفا جویم از کس

چه جویم که دانم وفایی نبینم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۵۵ - در شکایت و عزلت و تخلص به نعت پیامبر بزرگوارضمان‌دار سلامت شد دل من
  2. شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبرانقحط وفاست در بنهٔ آخر الزمان
  3. شمارهٔ ۱۵۷ - در موعظه و گوشه‌گیریهین کز جهان علامت انصاف شد نهان
  4. شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گویدالامان ای دل که وحشت زحمت آورد الامان
  5. شمارهٔ ۱۵۹ - در ستایش جلال الدین ابوالفتح شروان شاهنطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
  6. شمارهٔ ۱۶۰ - مطلع دومای لب و خالت بهم طوطی و هندوستان
  7. شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سومتا نفخات ربیع صور دمید از دهان
  8. شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشادتا رقم حسن تو زد آسمان
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.