پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشاد

تا رقم حسن تو زد آسمان

نامزد عشق تو آمد جهان

حلقه به گوش غم تو گشت عقل

غاشیه‌دار لب تو گشت جان

زلف تو شیطان ملایک فریب

روی تو سلطان ممالک ستان

عشق تو آورده قیامت پدید

فتنهٔ تو کرده سلامت نهان

تابش رخسار تو از راه چشم

کرد چراگاه دل از ارغوان

سلسله‌های فلک است آن دو زلف

تا نکنی قصد سرش، هان و هان

ز آنکه جهان یکسره گردد خراب

گر ببری سلسلهٔ آسمان

حلقه‌ای ار کم شود از زلف تو

خاتم جم خواه به تاوان آن

در لب تو هست ز کوثر اثر

در دل خاقانی از آتش نشان

قبلهٔ تو اختر جوزا رکاب

قدوهٔ او گوهر دریا بنان

حرز امم، حبر امام احمشاد

قاضی شه پرور و سلطان نشان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سومشاعر ساحر منم اندر جهان
  2. شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفارای نایب عیسی از دو مرجان
  3. شمارهٔ ۱۶۶ - مطلع دوماکنون که گشاد گل گریبان
  4. شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سومیعقوب دلم، ندیم احزان
  5. شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسریهان! ای دلِ عبرت‌بین! از دیده عِبَر کن! هان!
  6. شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح ملک الوزراء زین‌الدین دستور عراقدوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
  7. شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودانکژ خاطران که عین خطا شد صوابشان
  8. شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بی‌طمعیزین بیش آبروی نریزم برای نان
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.