پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفار

ای نایب عیسی از دو مرجان

وی کرده ز آتش آب حیوان

ای زهر تو دستگیر تریاق

وی درد تو پای‌مرد درمان

از جام تو صاف نوش‌تر، تیغ

در دام تو صید خوارتر جان

جزع تو به غمزه برده جان‌ها

لعل تو به بوسه داده تاوان

وصل تو به زیر پر سیمرغ

پرورده به سایهٔ سلیمان

در عین قبول تو خرد را

یک رنگ نموده کفر و ایمان

از جور تو در میان عشاق

برخاسته صورت گریبان

گر فتنه نبایدت که خیزد

طیره منشین و طره مفشان

خاقانی را به کوی عشقت

کاری است برون ز وصل و هجران

راهی است ورا به کعبهٔ مجد

بی‌زحمت ناقه و بیابان

ختم فضلا موفق الدین

مقصود قران و صدر اقران

عبد الغفار کآسمان را

در ساحت قدر اوست جولان

صدری که ز آفرینش او

مستوجب آفرین شد ارکان

از بخت جوان او کنم یاد

چون دستن کشم به پیر دهقان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سومیعقوب دلم، ندیم احزان
  2. شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسریهان! ای دلِ عبرت‌بین! از دیده عِبَر کن! هان!
  3. شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح ملک الوزراء زین‌الدین دستور عراقدوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
  4. شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودانکژ خاطران که عین خطا شد صوابشان
  5. شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بی‌طمعیزین بیش آبروی نریزم برای نان
  6. شمارهٔ ۱۷۲ - درستایش اصفهاننکهت حور است یا هوای صفاهان
  7. شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خودسنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن
  8. شمارهٔ ۱۷۴ - در تجرید و عزلت و قناعت و بی‌طمعی و شکایت از روزگارناگذران دل است نوبت غم داشتن
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.