پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۵۹ - در ستایش جلال الدین ابوالفتح شروان شاه

نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان

خانه فروشی بزن آستیی برفشان

بهر چنین هودج بارگشی دار دل

پیش چنین شاهدی پیشکشی ساز جان

خیز و به صحرای عشق ساز چراگاه از آنک

بابت رخش تو نیست آخور آخر زمان

گلخن ایام را باغ سلامت مگوی

کلبهٔ قصاب را موقف عیسی مدان

هیچ دل گرم را شربت گردون نساخت

ز آنکه تباشیر اوست بیشتری استخوان

کم خور خاقانیا مائدهٔ دهر از آنک

نیست ابا خوشگوار، هست ترش میزبان

تاج امان بایدت پای شهنشاه بوس

نشرهٔ جان بایدت مدح منوچهر خوان

شاه ملایک شعار، شیر ممالک شکار

خسرو اقلیم بخش، رستم توران ستان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سومتا نفخات ربیع صور دمید از دهان
  2. شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشادتا رقم حسن تو زد آسمان
  3. شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوماز همه عالم شده‌ام بر کران
  4. شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سومشاعر ساحر منم اندر جهان
  5. شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفارای نایب عیسی از دو مرجان
  6. شمارهٔ ۱۶۶ - مطلع دوماکنون که گشاد گل گریبان
  7. شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سومیعقوب دلم، ندیم احزان
  8. شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسریهان! ای دلِ عبرت‌بین! از دیده عِبَر کن! هان!
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.