پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قصاید

شمارهٔ ۱۳۰ - مطلع دوم

ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهم

افعی تو دام دیو مهرهٔ تو مهر جم

در ختنی روی تو حجلهٔ زنگی عروس

در یمنی جزع تو حجرهٔ هندی صنم

مریم آبستن است لعل تو از بوسه باش

تا به خدائی شود عیسی تو متهم

ای دو لبت نیست هست، هست مرا کرده نیست

هرچه ز جان هست بیش با لبت از نیست کم

خاک توام سایه‌وار سایه ز من در مدزد

نار نه‌ام برمجوش، مار نه‌ام در مرم

خود چه زیانت بود گر به قبول سگی

عمر زیان کرده‌ای از تو شود محتشم

در طلبت کار من خام شد از دست هجر

چون سگ پاسوخته دربدرم لاجرم

صورت عین شین و قاف در سر یعنی که عشق

نقش الف لام میم در دل یعنی الم

خون چو خاقانی ریختهٔ لعل توست

قصه مخوان خون او بازده از لعل هم

ماهی و خون را دیت شاه دهد ز آنکه هست

عاقلهٔ دور ماه شاه ولی النعم

ابر صواعق سنان، بحر جواهر بنان

روح ملایک سپاه، مهر کواکب حشم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳۲ - در ستایش بهاء الدین محمد دبیر خوارزم شاه تکش بن ایل ارسلانطفلی و طفیل توست آدم
  2. شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دومبا آنکه به موی مانم از غم
  3. شمارهٔ ۱۳۴ - مطلع سومای شحنهٔ شش جهات عالم
  4. شمارهٔ ۱۳۵ - در مرثیهٔ شیخ الاسلام عمدة الدین محمد بن اسعد طوسی نیشابوری شافعی معروف به حفدهآن پیر ما که صبح لقائی است خضر نام
  5. شمارهٔ ۱۳۶ - در رثاء خانوادهٔ خودبی‌باغ رخت جهان مبینام
  6. شمارهٔ ۱۳۷ - در وصف خاک مقدسی که از بالین حضرت ختمی مرتبت آورده بودصبح وارم کآفتابی در نهان آورده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجازهٔ سفرحضرت ستر معلا دیده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش خراسان و آرزوی وصول به آن مدح صدر جهان محیی الدینرهروم مقصد امکان به خراسان یابم
همه‌ی قصاید ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.