پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن

۴۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ دردا که دلم بوی دوایی نشنود
  2. شمارهٔ ۲ گردل گویم به منتهایی نرسید
  3. شمارهٔ ۳ هر چیز تو را همی جمالی دگر است
  4. شمارهٔ ۴ این بادیهٔ تو را سری پیدا نه
  5. شمارهٔ ۵ عشق تو که ذرّه ذرّه تابنده بدوست
  6. شمارهٔ ۶ دردا که دلم سایهٔ اقبال ندید
  7. شمارهٔ ۷ جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبود
  8. شمارهٔ ۸ تا خرقهٔ سروری ز سر بفکندیم
  9. شمارهٔ ۹ چون دیده سپید شد نظر چند کنیم
  10. شمارهٔ ۱۰ عمری به هوس نخل معانی بستم
  11. شمارهٔ ۱۱ عمری بدویدم از سر بیخبری
  12. شمارهٔ ۱۲ گر من فلکم به مرتبت ور ملخم
  13. شمارهٔ ۱۳ از حادثهٔ آب و گلم هیچ آمد
  14. شمارهٔ ۱۴ آن دل که سراسیمهٔ عالم بودی
  15. شمارهٔ ۱۵ گر قصد فلک کنم به پیشان نرسم
  16. شمارهٔ ۱۶ در حیرت و سودا چه توانم کردن
  17. شمارهٔ ۱۷ زین پیش دلم بستهٔ پندار آمد
  18. شمارهٔ ۱۸ آن سالکِ گرمرو که نامش جان است
  19. شمارهٔ ۱۹ در آرزوی چشمهٔ حیوان مردم
  20. شمارهٔ ۲۰ چندان که دل من به سفر بیش دَرَست
  21. شمارهٔ ۲۱ گاهی به کمال برتر از خورشیدم
  22. شمارهٔ ۲۲ ای دل غم جان محنت اندیش ببین
  23. شمارهٔ ۲۳ که گفت ترا که راه اندوهش گیر
  24. شمارهٔ ۲۴ دردا که دلم به هیچ درمان نرسید
  25. شمارهٔ ۲۵ جانان آمد قصد دل و جانم کرد
  26. شمارهٔ ۲۶ هر لحظه می یی به جان سرمست دهد
  27. شمارهٔ ۲۷ ای دل! تو چو مردان به رهِ پرخطری
  28. شمارهٔ ۲۸ هر چند که این حدیث جستی تو بسی
  29. شمارهٔ ۲۹ جانی که به راه رهنمون دارد رای
  30. شمارهٔ ۳۰ چون هر نفسی ز درد مهجورتری
  31. شمارهٔ ۳۱ دل در ره او تصرّف خویش ندید
  32. شمارهٔ ۳۲ در بادیه ای که عقل را راهی نیست
  33. شمارهٔ ۳۳ ای دل! دانی که او سزاوار تو نیست
  34. شمارهٔ ۳۴ گر در همه عمر در سفر خواهی بود
  35. شمارهٔ ۳۵ ای دل بندی بس استوارت افتاد
  36. شمارهٔ ۳۶ هر روز به عالمی دگرگون برسی
  37. شمارهٔ ۳۷ هر چند که اهل راز میباید گشت
  38. شمارهٔ ۳۸ گاه از مویی مشوشت باید شد
  39. شمارهٔ ۳۹ جانا زغمت بسوختی جان، ما را
  40. شمارهٔ ۴۰ گر جان گویم برآمد و حیران شد
  41. شمارهٔ ۴۱ اینجا که منم، پردهٔ پندار بسی است
  42. شمارهٔ ۴۲ در عالم خوف روزگاری دارم
  43. شمارهٔ ۴۳ گر شادی تو معتبرم می‌آید
  44. شمارهٔ ۴۴ تا زلف تو چون کمند میبینم من
  45. شمارهٔ ۴۵ ای گم شده از جای به صد جای پدید

متن اشعار به نقل از گنجور.