پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

قطعات

۱۱۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ کس از سرشت بدو نیک خلق آگه نیست
  2. شمارهٔ ۲ ای لییمان چه میگویید عیب مزبله
  3. شمارهٔ ۳ در حقیقت دیده حق بین نبیند غیر حق
  4. شمارهٔ ۴ شاه رسل که خاتم مهر رسالت است
  5. شمارهٔ ۵ جهان طفیل وجود محمدست و علی
  6. شمارهٔ ۶ در ره حق چو مکرمت طلبی
  7. شمارهٔ ۷ ای هنرور مال عالم هست دست‌افزار کار
  8. شمارهٔ ۸ کسی که سر بدر آرد ز روزن هستی
  9. شمارهٔ ۹ مظهر حقند اشیا جملگی و اندر ظهور
  10. شمارهٔ ۱۰ مرا زمانه بسوزد بداغ غم تا چند
  11. شمارهٔ ۱۱ اهل فضلند تیره روز و ضعیف
  12. شمارهٔ ۱۲ گنج سخنم مایه ندزدم چو حریفان
  13. شمارهٔ ۱۳ بغیر نامه و پیغام بی نشانان را
  14. شمارهٔ ۱۴ گرچه دولت توان به صحبت یافت
  15. شمارهٔ ۱۵ چه اختیار کسی را ز عاشقان گر یار
  16. شمارهٔ ۱۶ بدو نیک و شاه و گدای و ملک
  17. شمارهٔ ۱۷ از حق بدعا دین طلب ای خواجه نه روزی
  18. شمارهٔ ۱۸ هر که در معنی است حرفی بیش
  19. شمارهٔ ۱۹ نفس مدعی که کون خر است
  20. شمارهٔ ۲۰ کسی نزاری مجنون کجاست در عالم
  21. شمارهٔ ۲۱ تا ابد امید آزادیش نیست
  22. شمارهٔ ۲۲ درویش که از تلخی کام است جگر ریش
  23. شمارهٔ ۲۳ دختر مرده شوی را امسال
  24. شمارهٔ ۲۴ کس از شهوت بطن سودی نیافت
  25. شمارهٔ ۲۵ هر که شد دنبال دنیا ترک کرد آسودگی
  26. شمارهٔ ۲۶ خوشا کسیکه نیامد درین سراچه غم
  27. شمارهٔ ۲۷ اهلی حریف ساقی و رندان دیر باش
  28. شمارهٔ ۲۸ دیده باشی برای دفع گزند
  29. شمارهٔ ۲۹ کشته همت مردان بر مقصود دهد
  30. شمارهٔ ۳۰ ایکه همچون عشق پیچان همتی داری بلند
  31. شمارهٔ ۳۱ بزرگوار خدایا من آن تهیدستم
  32. شمارهٔ ۳۲ آنشب که محمد سوی معراج برآمد
  33. شمارهٔ ۳۳ ذات محمد و علی آیینه حق اند
  34. شمارهٔ ۳۴ کسی که بود سحر با فرشته در محراب
  35. شمارهٔ ۳۵ حیران کارخانه صنعم که صد گره
  36. شمارهٔ ۳۶ راد در معنی جوانمرد آمده
  37. شمارهٔ ۳۷ از خوب و زشت دنیا غافل مباش ایدل
  38. شمارهٔ ۳۸ دلا، گر گنج میجویی گدای مرد معنی شود
  39. شمارهٔ ۳۹ گرچه بر ارباب دانش خرمن عالم جوی است
  40. شمارهٔ ۴۰ اگر چه نامه سیاه است در جهان شخصی
  41. شمارهٔ ۴۱ بنده را مردن از طلب خوشتر
  42. شمارهٔ ۴۲ مگو که یاد تو اهلی نمیکند نفسی
  43. شمارهٔ ۴۳ نرگسش زان زبان چو سوسن نیست
  44. شمارهٔ ۴۴ اگر غمی رسد از دهر شاد باش ایدل
  45. شمارهٔ ۴۵ بغیر حق، دل اهلی ز هرچه لذت یافت
  46. شمارهٔ ۴۶ یار از آیینه نقش خود را دید
  47. شمارهٔ ۴۷ ذره خاکی که دست قدرت او را برگرفت
  48. شمارهٔ ۴۸ بترس از غیرت سلطان عشق ای آنکه می پرسی
  49. شمارهٔ ۴۹ گر کسی از عشق صورت جان گدازد چون هلال
  50. شمارهٔ ۵۰ به نیک و بد مشو ایخواجه شاد و غمگین هم
  51. شمارهٔ ۵۱ زندگی شاخی است سبز و با رفیقان است خوش
  52. شمارهٔ ۵۲ دم عیسی که می خرد امروز
  53. شمارهٔ ۵۳ کسی بکعبه رود کز صفای سینه پاک
  54. شمارهٔ ۵۴ عارف عیسی نفس نام و نشان گم میکند
  55. شمارهٔ ۵۵ کسی که صاحب عقل است هوشیار بود
  56. شمارهٔ ۵۶ کلک اهلی همچو مژگانش در افشان دایم است
  57. شمارهٔ ۵۷ تمام لذت عالم چو دانه و دام است
  58. شمارهٔ ۵۸ مرغان عرش بر سر طوبی نشسته اند
  59. شمارهٔ ۵۹ ایکه گویی که بحسن سخن من اهلی
  60. شمارهٔ ۶۰ جوان معرکه نادیده یی و میگویی

متن اشعار به نقل از گنجور.