پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

قطعات

شمارهٔ ۳۱

بزرگوار خدایا من آن تهیدستم

که خجلتم نگذارد که سر بر آرم هیچ

بخوشه چینی ام از خرمن کرم بنواز

که من نکاشته ام تخم و گر بکارم هیچ

بزیر بار گنه مانده ام ببدکاری

ز کار و بار چه پرسی که کار و بارم هیچ

بخاندان محمد که از محبتشان

متاع هر دو جهان را نمی شمارم هیچ

بجز محبت اینخاندان مپرس از من

که جز محبت این خاندان ندارم هیچ

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۳ذات محمد و علی آیینه حق اند
  2. شمارهٔ ۳۴کسی که بود سحر با فرشته در محراب
  3. شمارهٔ ۳۵حیران کارخانه صنعم که صد گره
  4. شمارهٔ ۳۶راد در معنی جوانمرد آمده
  5. شمارهٔ ۳۷از خوب و زشت دنیا غافل مباش ایدل
  6. شمارهٔ ۳۸دلا، گر گنج میجویی گدای مرد معنی شود
  7. شمارهٔ ۳۹گرچه بر ارباب دانش خرمن عالم جوی است
  8. شمارهٔ ۴۰اگر چه نامه سیاه است در جهان شخصی
همه‌ی قطعات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.