پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است

ناصح از باده سخن کن که نصیحت باد است

خیز و از شعله می آتش نمرود افروز

خاصه اکنون که گلستان ارم شداد است

سیل کهسار خم از میکده در شهر افتاد

وای بر خانه پرهیز که بی بنیاد است

با زلال خضرم از می روشن چه نیاز

چشمه آب سیاهی چو در این بغداد است

به جز از تاک که شد محترم از حرمت می

زادگان را همه فخر از شرف اجداد است

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه البته بجایی نرسد فریاد است

گفته ای نیست گرفتار مرا آزادی

نه که هر کس که گرفتار تو شد آزاد است

چشم زاهد به شناسائی سِرّ رخ و زلف

دیدن روز و شب و اعمی مادرزاد است

گفتمش خسرو شیرین که ای دل بنمود

کآنکه در عهد من این کوه کند فرهاد است

هر که یغما شنود ناله گرمم گوید

آهن سرد چه کوبی دلش از پولاد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰حلقه بر در زند ار شیخ بگو بارت نیست
  2. شمارهٔ ۴۱به بزم یار همدم گرچه جان است
  3. شمارهٔ ۴۲اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
  4. شمارهٔ ۴۳بعد مردن بر کف از لوح مزارم سنگ‌هاست
  5. شمارهٔ ۴۴کرده در آینه حسنِ رخ خُود ، شیدایت،
  6. شمارهٔ ۴۵ظلمت خط تو پیرامن رخسار گرفت
  7. شمارهٔ ۴۶جان‌فشانی من و عشوه او گر این است
  8. شمارهٔ ۴۷آشکارا به در مفتیم ار باری هست
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.