پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

ظلمت خط تو پیرامن رخسار گرفت

یا رب از آه که این آینه زنگار گرفت

می بیاور که خبر می دهد از فصل بهار

لطف آن سبزه که پیرامن گلزار گرفت

ترک یغما سپهش از نگهی هوشم برد

بنگر این طرفه که مست آمد و هشیار گرفت

تا ترا پادشه مصر ملاحت گفتند

تهمت خوبی یوسف ره بازار گرفت

بوی خون دل خود می شنوم باد صبا

ره مگر در خم آن طره طرار گرفت

فتنه از چشم تو ایمن نتوانست نشست

جای در حلقه آن زلف زره سار گرفت

دیده شد تا دل سنگ آردش از گریه به راه

باز این ابر بهاری ره کهسار گرفت

با وجودت نکند میل به هستی یغما

خویش اغیار گرفت آنکه تو را یار گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷آشکارا به در مفتیم ار باری هست
  2. شمارهٔ ۴۸از قد و رخسار و لب طوبی و خلد و کوثر است
  3. شمارهٔ ۴۹سینه‌ام مجمر و عشق آتش و دل چون عود است
  4. شمارهٔ ۵۰دام نیرنگ تو نازم که به بند افتاده است
  5. شمارهٔ ۵۱در دهانش نه ره بوسه نه جای سخن است
  6. شمارهٔ ۵۲بسکه شب ها آتشم از تاب دل در بستر است
  7. شمارهٔ ۵۳توبه بگذار اگر بلخ اگر بغداد است
  8. شمارهٔ ۵۴ز عشق ار شد دلی دیوانه غم نیست
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.