پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

ز عشق ار شد دلی دیوانه غم نیست

به ملک پادشه ویرانه کم نیست

اما خواهم ز خط یار و دانم

که در طومار فطرت این رقم نیست

دوام عمر خواهی جام بردار

که دور جام کم از دور جم نیست

مدار جام را پایندگی باد

ز گردش گر بماند چرخ غم نیست

مرا دیوانه خواند عاقل شهر

نمی‌رنجم که بر مجنون رقم نیست

دمار از من که می‌دانم بر آورد

برآوردن ولی یارای دم نیست

من از می تائبم لیک ار دهد یار

بگیرم رد احسان از کرم نیست

به‌سر پویم طریق عشق و بر من

چه منّت‌ها که از ضعف قدم نیست

شکست ار یار دل‌های پریشان

عبث آن زلف مشکین خم به خم نیست

می منصور می‌خواهم دریغا

درین میخانه‌ها زآن باده نم نیست

از آن یغما کشم دزدیده ساغر

که از میخانه راهی تا حرم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶انجمن از سمن و سوری ونسرین چمن است
  2. شمارهٔ ۵۷بازم اندیشه مژگان سیاه دگر است
  3. شمارهٔ ۵۸شب‌ها به کشف سِرِّ دهانت به تاب و پیچ
  4. شمارهٔ ۵۹آن مرغ که جز در چمن آرام ندارد
  5. شمارهٔ ۶۰لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید
  6. شمارهٔ ۶۱از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
  7. شمارهٔ ۶۲ز زلف و خال داری لشکر‌ی چند
  8. شمارهٔ ۶۳به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.