پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

نه چو هر بار دگر آمد و دامن زد و رفت

برق عشق آتشم این بار به خرمن زد و رفت

تاخت بر حاصلم آن برق که از رخنه دل

آتش اندر شجر وادی ایمن زد و رفت

پیش رفتم به تظلم که رکابش بوسم

تند برتافت عنان بانگ به توسن زد و رفت

آخر عمر دلم یافت رهی کاول گام

پا به دیر و حرم و شیخ و برهمن زد و رفت

جان کَنم من همه عمر ار دو سه روزی فرهاد

تیشه بر سنگ به یاد بت ارمن زد و رفت

تا چه ذوق است به بند تو که هر مرغ که دید

حلقه دام تو پا بر سر گلشن زد و رفت

دل ز زخمش نه چنان خوش به حیات است که غیر

مُرد از حسرت آن تیغ که بر من زد و رفت

پیش خورشید رخت خواست چراغ افروزد

شمع را تیغ سحر آمد و گردن زد و رفت

وای بر حسرت یغما که ز بی‌مهری دوست

نفسی چند به کام دل دشمن زد و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷بازم اندیشه مژگان سیاه دگر است
  2. شمارهٔ ۵۸شب‌ها به کشف سِرِّ دهانت به تاب و پیچ
  3. شمارهٔ ۵۹آن مرغ که جز در چمن آرام ندارد
  4. شمارهٔ ۶۰لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید
  5. شمارهٔ ۶۱از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
  6. شمارهٔ ۶۲ز زلف و خال داری لشکر‌ی چند
  7. شمارهٔ ۶۳به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
  8. شمارهٔ ۶۴جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.