پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

آن مرغ که جز در چمن آرام ندارد

پیداست که مسکین خبر از دام ندارد

کافر نکند آنچه کند چشم تو با خلق

این ترک سپاهی مگر اسلام ندارد

آغاز مکن راه غم عشق که صد ره

من رفتم و باز آمدم انجام ندارد

خط آمد و کار از کف زلفش ستد ای دل

بگریز که نو سلسله فرجام ندارد

آن نیست که ارباب ریا باده ننوشند

هر ننگ که در صومعه شد نام ندارد

با روز وصالت ز شب هجر نترسم

این صبح بهشت است و ز پی شام ندارد

آنرا که چو جم دست دهد جام صبوحی

دارای عراق است اگر شام ندارد

محمود غلامی است اگر عشق نورزد

جمشید گدایی است اگر جام ندارد

با خاک درت فرقی اگر هست فلک را

این است که ماهی چو تو بر بام ندارد

ز آن روز که در گردش جام آمده یغما

دیگر غمی از گردش ایام ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
  2. شمارهٔ ۶۲ز زلف و خال داری لشکر‌ی چند
  3. شمارهٔ ۶۳به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
  4. شمارهٔ ۶۴جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
  5. شمارهٔ ۶۵هردم از عمر که بی شاهد و ساغر گذرد
  6. شمارهٔ ۶۶چرخ نیلی به گل از مشک ترت غالیه سود
  7. شمارهٔ ۶۷یوسف مصری اگر جمال تو بیند
  8. شمارهٔ ۶۸رابطه دل به غمزه راه ندارد
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.