پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید

بگذرد ترسم از آن جانب و بر خاک آید

نه همین غیر رهم بسته ز کویت که مرا

کار صد مدعی از دیده نمناک آید

با وجود صلحا هشت خیابان بهشت

به مویزی نخرم یک قلم ار تاک آید

غیر خاک قدمت بوسد و ترسم که زرشک

گرد نعلین تو از لوح بصر پاک آید

افعی زلف تو چون حلقه زند بر سردوش

یادم از غایله دولت ضحاک آید

جعد ترکان نکند آنچه غلامان تو را

پی یغمای دل از حلقه فتراک آید

گریه و چرخ صراحی و قدح بین که تو را

خنده بر گردش پیمانه افلاک آید

صید آنم که اگر مرغ همایونش بدام

زار میرد نه به پر مگسش باک آید

منع باران سر شک از مژه یغما نتوان

سد سیلاب کجا از دو سه خاشاک آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲ز زلف و خال داری لشکر‌ی چند
  2. شمارهٔ ۶۳به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
  3. شمارهٔ ۶۴جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
  4. شمارهٔ ۶۵هردم از عمر که بی شاهد و ساغر گذرد
  5. شمارهٔ ۶۶چرخ نیلی به گل از مشک ترت غالیه سود
  6. شمارهٔ ۶۷یوسف مصری اگر جمال تو بیند
  7. شمارهٔ ۶۸رابطه دل به غمزه راه ندارد
  8. شمارهٔ ۶۹ترک چشمت چو به خونریزی عشاق آید
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.