پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

شب‌ها به کشف سِرِّ دهانت به تاب و پیچ

بردم به روز و راه نبردم مگر به هیچ

نفروشمت به عالم از آن جَعدِ پیچ پیچ

مویی نه ابلهم که دو عالم دهم به هیچ

نجوای غیر اگر پیِ تَمهیدِ قتلِ ماست

ما نیز آگهیم چه حاجت به پیچ پیچ

پیدا بود ز زلف تو انجام کار دل

سالِک غریب و شب سیه و راه پیچ پیچ

با گریه تا برون کُنَدَم مُدَّعی ز بزم

یاد آرَدَم به خندهٔ بی‌جا به غلغلیچ

خط شد محیط لعل تو تا خود چه‌ها کند

این اهرمن که خاتم جم کرد در کلیچ

ریحان خط ز چشمهٔ شیرین لعل تو

تا بردمید کشته مرا تلخ اسفنیچ

یغما مشو ز عربدهٔ چشم او ملول

ترک است و مست و حرف زند با سر قلیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید
  2. شمارهٔ ۶۱از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
  3. شمارهٔ ۶۲ز زلف و خال داری لشکر‌ی چند
  4. شمارهٔ ۶۳به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
  5. شمارهٔ ۶۴جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
  6. شمارهٔ ۶۵هردم از عمر که بی شاهد و ساغر گذرد
  7. شمارهٔ ۶۶چرخ نیلی به گل از مشک ترت غالیه سود
  8. شمارهٔ ۶۷یوسف مصری اگر جمال تو بیند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.