پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

توبه بگذار اگر بلخ اگر بغداد است

جام بردار اگر هفت اگر هفتاد است

برو ای مفتی شهر اینقدر از عقل ملاف

هست شاگرد من آن کس که ترا استاد است

عن‌قریب است که بینی حرم از صید تهی

دام اگر زلف تو و چشم تو گر صیاد است

ترک چشمت که شدش زنگی خط حلقه به گوش

کاش گوید که فلان هندوی ما آزاد است

چه در اندیشه شمشاد و گلی باده بنوش

رخ و بالای بتان باغ گل و شمشاد است

جهد شیخ از پی فردوس چو یغما نگرم

بی کم و بیش حدیث ارم و شداد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵نه چو هر بار دگر آمد و دامن زد و رفت
  2. شمارهٔ ۵۶انجمن از سمن و سوری ونسرین چمن است
  3. شمارهٔ ۵۷بازم اندیشه مژگان سیاه دگر است
  4. شمارهٔ ۵۸شب‌ها به کشف سِرِّ دهانت به تاب و پیچ
  5. شمارهٔ ۵۹آن مرغ که جز در چمن آرام ندارد
  6. شمارهٔ ۶۰لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید
  7. شمارهٔ ۶۱از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
  8. شمارهٔ ۶۲ز زلف و خال داری لشکر‌ی چند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.