پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

بسکه شب ها آتشم از تاب دل در بستر است

کس نداند کین منم یا توده خاکستر است

آه آتش زای من با باد استغنای تو

چون چراغ بیوه زن بر رهگذار صرصر است

محفلی دارم به سامان طرب دور از تو لیک

برگ رامش دور از آن محفل به سازی دیگر است

خاک مجلس چنگ قامت ناله مطرب غم ندیم

درد ساقی چشم خون پالاشراب و ساغر است

تا ترا رخسار مه زاید سهیل جزع من

عقد پروین تا نشان از آفتاب و اختر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴ز عشق ار شد دلی دیوانه غم نیست
  2. شمارهٔ ۵۵نه چو هر بار دگر آمد و دامن زد و رفت
  3. شمارهٔ ۵۶انجمن از سمن و سوری ونسرین چمن است
  4. شمارهٔ ۵۷بازم اندیشه مژگان سیاه دگر است
  5. شمارهٔ ۵۸شب‌ها به کشف سِرِّ دهانت به تاب و پیچ
  6. شمارهٔ ۵۹آن مرغ که جز در چمن آرام ندارد
  7. شمارهٔ ۶۰لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید
  8. شمارهٔ ۶۱از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.