پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

در دهانش نه ره بوسه نه جای سخن است

سخن از بوسه در او لقمه بیش از دهن است

بوئی از نکهت آن طره به عشاق فرست

گرچه صد قافله یعقوب و یکی پیرهن است

گر نه زلفت دو هوا آمد و یک بام چرا

موی بر تارک و در گردن دلها رسن است

دولت حسن تو تا خلعت عباسی دوخت

روم تا هند در اندیشه طشت و کفن است

آنکه باریک تر از مو چه کند حکم طناب

طره کافر او گردن اسلام من است

سر و بالای تو نخلی است که کمتر ثمرش

سنبل زلف و گل عارض و سیب ذقن است

کافرم گر نه خطا هر کش از آن جبهه و خال

چشم بر بیضه اسلام و سواد ختن است

من به سر پنجه گرگان و توئی یوسف مصر

تو خلیلی و مرا بر سر آتش وطن است

کافر آن کز حرم لعل قبا چهر تو روی

در حریمی که حریر سیهش پیرهن است

کرد یغما اگرت طره دلالت سوی چهر

روی بر تاب که آن راهنما راهزن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳توبه بگذار اگر بلخ اگر بغداد است
  2. شمارهٔ ۵۴ز عشق ار شد دلی دیوانه غم نیست
  3. شمارهٔ ۵۵نه چو هر بار دگر آمد و دامن زد و رفت
  4. شمارهٔ ۵۶انجمن از سمن و سوری ونسرین چمن است
  5. شمارهٔ ۵۷بازم اندیشه مژگان سیاه دگر است
  6. شمارهٔ ۵۸شب‌ها به کشف سِرِّ دهانت به تاب و پیچ
  7. شمارهٔ ۵۹آن مرغ که جز در چمن آرام ندارد
  8. شمارهٔ ۶۰لرزدم تن چو خدنگت به دل چاک آید
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.