پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

کرده در آینه حسنِ رخ خُود ، شیدایت،

طره ز آن سلسله‌ها ریخته اندر پایت

رخت بر بام سموات کشد فتنه اگر

جلوه ناز بدین شیوه کند بالایت

کمتر از خون مدد دیده کن ای دل ترسم

که به طوفان دهد این قطره دریا زایت

گشت پایان تو پیدا مگر ای دشت جنون

بر نتابید به رسوائی ما صحرایت

نخلِ نُوخیز نه بر چوب کند تکیه ، بیا،

تا در آغوش کشم سر و قد رعنایت

زآهِ شب عالمی آسوده زیَد ، خون دلم،

گر بدین دست کشد چشم قدح پیمایت

بنه از سر غم زلفش که نبینم یغما

جز پریشانی دل سودی از این سودایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶جان‌فشانی من و عشوه او گر این است
  2. شمارهٔ ۴۷آشکارا به در مفتیم ار باری هست
  3. شمارهٔ ۴۸از قد و رخسار و لب طوبی و خلد و کوثر است
  4. شمارهٔ ۴۹سینه‌ام مجمر و عشق آتش و دل چون عود است
  5. شمارهٔ ۵۰دام نیرنگ تو نازم که به بند افتاده است
  6. شمارهٔ ۵۱در دهانش نه ره بوسه نه جای سخن است
  7. شمارهٔ ۵۲بسکه شب ها آتشم از تاب دل در بستر است
  8. شمارهٔ ۵۳توبه بگذار اگر بلخ اگر بغداد است
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.