پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

بعد مردن بر کف از لوح مزارم سنگ‌هاست

تا قیامت با زمین و آسمانم جنگ‌هاست

گاهم از چشم سیه گه لعل میگون ره زنند

لعبتان را در فنون دلربایی رنگ‌هاست

پای جهدم در بیابان طلب فرسوده شد

وز بر ما تا به مقصد همچنان فرسنگ‌هاست

نی سرم شد زیب فتراکی، نه تن خاک رهی

راستی خواهی، مرا زین زندگانی ننگ‌هاست

گه سرایم، گاه مویم تا رهم از دست عشق

زخمه شنعت مزن کاین ساز را آهنگ‌هاست

زاهدان را کرده عاشق چشم جادو شیوه‌ات

سامری را در رسوم ساحری نیرنگ‌هاست

در خم زلفش دل سرگشته یغما، دیر ماند

در شب تاریک ره‌گم‌کردگان را لنگ‌هاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ظلمت خط تو پیرامن رخسار گرفت
  2. شمارهٔ ۴۶جان‌فشانی من و عشوه او گر این است
  3. شمارهٔ ۴۷آشکارا به در مفتیم ار باری هست
  4. شمارهٔ ۴۸از قد و رخسار و لب طوبی و خلد و کوثر است
  5. شمارهٔ ۴۹سینه‌ام مجمر و عشق آتش و دل چون عود است
  6. شمارهٔ ۵۰دام نیرنگ تو نازم که به بند افتاده است
  7. شمارهٔ ۵۱در دهانش نه ره بوسه نه جای سخن است
  8. شمارهٔ ۵۲بسکه شب ها آتشم از تاب دل در بستر است
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.