پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست

شد درستم که همی دل شکنی حاصل تست

پیش از این بود حکایت همه از شیشه و سنگ

مثل امروز حدیث دل ما و دل تست

مرگ از آسیب تو کرد ایمنم ای موج سر شک

تا چه موجی تو که غرقاب عدم ساحل تست

مایل مدعیت چون نگرم منکه ز رشک

مدعی با دل خویشم که چرا مایل تست

ضعف شد قوت کارم که کسی پی نبرد

کاین منم یا که غباری ز پی محمل تست

بیدل آن کو که ز دلدار بدل ماند باز

جان فدایت اگر این قطره خون قابل تست

آنچه آمد غرض از خلقت زیبائی و حسن

چون نکو می نگرم جمله در آب و گل تست

او به خون تو و ای دل تو به تیغش تشنه

هر که از قتل تواش منع کند قاتل تست

از چه یغما به حدیثت مثل سحر زنند

گر نه هاروتی و آن چاه ذقن بابل تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴کرده در آینه حسنِ رخ خُود ، شیدایت،
  2. شمارهٔ ۴۵ظلمت خط تو پیرامن رخسار گرفت
  3. شمارهٔ ۴۶جان‌فشانی من و عشوه او گر این است
  4. شمارهٔ ۴۷آشکارا به در مفتیم ار باری هست
  5. شمارهٔ ۴۸از قد و رخسار و لب طوبی و خلد و کوثر است
  6. شمارهٔ ۴۹سینه‌ام مجمر و عشق آتش و دل چون عود است
  7. شمارهٔ ۵۰دام نیرنگ تو نازم که به بند افتاده است
  8. شمارهٔ ۵۱در دهانش نه ره بوسه نه جای سخن است
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.