پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

زان مرا بیش ز مرغان قفس زاری‌هاست

که به غیر از شکن دام گرفتاری‌هاست

بینم آن خواب اگرم دیده به عمری غنود

که مرا عمر دگر مایه بیداری‌هاست

آسمان شد ز پی خصمی من پشت زمین

ای دل ای دیده من وقت مددکاری‌هاست

روز تنهائی و پایان وصال و شب هجر

ای غم عشق بیا کاول غمخواری‌هاست

خرقه و سبحه و سجاده فکندم چه کنم

اولین شرط ره عشق سبکباری‌هاست

نامد از بهر عیادت به سرم تا دم مرگ

آه کآخر نفسم اول بیماری‌هاست

کار دل با تو ندانم به کجا انجامد

او نوآموز و ترا شیوه دل‌آزاری‌هاست

جز به یغما نرسد سلطنت ملک نعیم

رحمت از شحنه بازار گنه‌کاری‌هاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷تا به کف پای خمم گردن مینائی هست
  2. شمارهٔ ۳۸ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است
  3. شمارهٔ ۳۹در گهر غیرت هفتاد گرامی پسر است
  4. شمارهٔ ۴۰حلقه بر در زند ار شیخ بگو بارت نیست
  5. شمارهٔ ۴۱به بزم یار همدم گرچه جان است
  6. شمارهٔ ۴۲اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
  7. شمارهٔ ۴۳بعد مردن بر کف از لوح مزارم سنگ‌هاست
  8. شمارهٔ ۴۴کرده در آینه حسنِ رخ خُود ، شیدایت،
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.