پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

باده ساغرت از خون دل یاران است

وای اغیار اگر این اجر وفاداران است

زلف در پای تو افتد به تظلم چپ و راست

بسکه در تاب زسودای گرفتاران است

نیست چشمت ز شبان غمم آگه آری

خفتگان را چه غم از حسرت بیداران است

دارم از چشم تو صد عربده و دم نزنم

که اگر ناله کنم زحمت بیماران است

عشق داغ دل فرهاد به خون کرده رقم

نقش هر لاله که بر دامن کهساران است

رخ تو و اشک مرا کیست که خود دید و نکرد

هوس باده که آن گلشن و این باران است

محضر آنکه تو در خون کشیش روز حساب

خوار چون نامه اعمال گنه کاران است

از دهانت طمع لطف کمی دارم و این

آرزوئی است که در خاطر بسیاران است

یوسفی چون تو به یغما ندهد کس دانم

اینقدر هست که او هم ز خریداران است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵زان مرا بیش ز مرغان قفس زاری‌هاست
  2. شمارهٔ ۳۶باز بنهاد به سر خسرو خم افسر خشت
  3. شمارهٔ ۳۷تا به کف پای خمم گردن مینائی هست
  4. شمارهٔ ۳۸ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است
  5. شمارهٔ ۳۹در گهر غیرت هفتاد گرامی پسر است
  6. شمارهٔ ۴۰حلقه بر در زند ار شیخ بگو بارت نیست
  7. شمارهٔ ۴۱به بزم یار همدم گرچه جان است
  8. شمارهٔ ۴۲اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.