پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

به خاک تیره خون دختر رز ریخت از پندت

برو واعظ که این خون باد دامنگیر فرزندت

خلل گر نیستت در گوهر واعظ چرا مادر

به عهد کودکی در دامن محراب افکندت

تو را تحت الحنک عابد، نبی دانی چرا فرمود

چو مجنونی به حکمت خواست بر گردن نهد بندت

تو ناصح گر بدینسان غم خوری از عیش می‌خوار‌ان

کسی در باغ جنت هم نخواهد یافت خرسندت

چو خوناب کباب آید ز مژگان شور طعم اشکم

نمک پاشیده از بس بر دل ریشم شکر خندت

حلاوت برد خط از شکرین لعلت‌، ترش منشین

رها کن تلخ‌گفتار‌ی که زهرآمیز شد قندت

پی دریوزه می سر نهادی خوش به پای خم

جم عهدی اگر یغما به جامی دست گیرندت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱چهرهٔ دلبر و من گلگون است
  2. شمارهٔ ۳۲تا ابر خطت محیط ماه است
  3. شمارهٔ ۳۳باده ساغرت از خون دل یاران است
  4. شمارهٔ ۳۴دل که افتاده آن زلف سیه و آن ذقن است
  5. شمارهٔ ۳۵زان مرا بیش ز مرغان قفس زاری‌هاست
  6. شمارهٔ ۳۶باز بنهاد به سر خسرو خم افسر خشت
  7. شمارهٔ ۳۷تا به کف پای خمم گردن مینائی هست
  8. شمارهٔ ۳۸ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.