پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب

ورنه کی بودی بقای زندگانی کی در آب

نیستم ماهی، سمندر نیز، لیک از چشم و دل

رفت ایامم در آتش، گشت عمرم طی در آب

مردم چشم مرا گر خانه ویران شد چه شد

دیر کی پاید بنایی را که باشد پی در آب‌؟

حالم ای همدم مپرس از آه سرد و موج اشک

خود چه باشد حال مسکینی که باشد وی در آب

آه و اشک من اگر بر کوه و وادی بگذرد

کوه خون گرید بقم روید بجای نی در آب

غم نخورد ار چشم لیلی بر دل مجنون نسوخت

نجد بگذارد در آتش غرق گردد حی در آب

تا کمر در آبم از تردامنی‌، ساقی بده

آب آتشگون که لطفی تازه دارد می در آب

شه بر آب چشم مظلومان نبخشد ور نه من

صد ره از اشک تظلم غرق کردم ری در آب

غیر گو خوش زی که با یغما در آن کوه زآه و اشک

هم من افتادم در آتش، غرق شد هم وی در آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰درد دگر آن کآه سحر را اثری نیست
  2. شمارهٔ ۳۱چهرهٔ دلبر و من گلگون است
  3. شمارهٔ ۳۲تا ابر خطت محیط ماه است
  4. شمارهٔ ۳۳باده ساغرت از خون دل یاران است
  5. شمارهٔ ۳۴دل که افتاده آن زلف سیه و آن ذقن است
  6. شمارهٔ ۳۵زان مرا بیش ز مرغان قفس زاری‌هاست
  7. شمارهٔ ۳۶باز بنهاد به سر خسرو خم افسر خشت
  8. شمارهٔ ۳۷تا به کف پای خمم گردن مینائی هست
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.