پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

گم کنم در راه حی از گریه گفتم پی در آب

چشم تا برهم زدم یکباره گم شد حی در آب

محمل از رفتار ماند، ای آه مشعل بر فروز

تا ببینم ناقه از اشک که دارد پی در آب

دور کن دور از دلم دست آستین از دیده ام

تا نسوزی هان در آتش تا نیفتی هی در آب

گر به ظلمت شد خضریامن به دیر اندر چه عیب

نقش خود دیدیم هر یک من در آتش وی در آب

من نه مرد مسجدهم زاهد، نه مرد میکده

زیست در آتش کجا ماهی، سمندر کی در آب

بیندم هر که این تن لاغر میان آه و اشک

رفته گوید مو در آتش رسته گوید نی در آب

آنچه من دیدم ز آه و اشک خود یغما ندید

نوح و ابراهیم هرگز، نی در آتش نی در آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹به خاک تیره خون دختر رز ریخت از پندت
  2. شمارهٔ ۳۰درد دگر آن کآه سحر را اثری نیست
  3. شمارهٔ ۳۱چهرهٔ دلبر و من گلگون است
  4. شمارهٔ ۳۲تا ابر خطت محیط ماه است
  5. شمارهٔ ۳۳باده ساغرت از خون دل یاران است
  6. شمارهٔ ۳۴دل که افتاده آن زلف سیه و آن ذقن است
  7. شمارهٔ ۳۵زان مرا بیش ز مرغان قفس زاری‌هاست
  8. شمارهٔ ۳۶باز بنهاد به سر خسرو خم افسر خشت
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.