پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

در کوی توام جنگ است هر روز به دشمن‌ها

ایشان ز شمار افزون اما من و دل تنها

بر ناوک دلدوزت قربان نه منم تنها

چون من به سر کویت درباخته جان تن‌ها

گلگشت چمن خواهی بر من چو صبا بگذر

تا در قدمت ریزم گل از مژه دامن‌ها

تا قبضه شمشیرت از خون‌ِ که آلاید

بر نطع هوس خلقی افراخته گردن‌ها

چون پای نهی بوسم راه تو که از حسرت

در گام نخستین نعل انداخته توسن‌ها

گل را ندهد هرگز آب این همه رنگینی

از تاب رخت آتش افتاده به گلشن‌ها

تا شاهد مهرت را نبْوَد غم ِ دلتنگی

در خانهٔ دل کردم از تیر تو روزن‌ها

اسرار غمش گفتم در سینه نهان دارم

رسوای جهانم کرد این رنگ پریدن‌ها

یغما چه غم ار عالم دشمن شود از مهرش

چون دوست نکوخواه است غم نیست ز دشمن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
  2. شمارهٔ ۲۹به خاک تیره خون دختر رز ریخت از پندت
  3. شمارهٔ ۳۰درد دگر آن کآه سحر را اثری نیست
  4. شمارهٔ ۳۱چهرهٔ دلبر و من گلگون است
  5. شمارهٔ ۳۲تا ابر خطت محیط ماه است
  6. شمارهٔ ۳۳باده ساغرت از خون دل یاران است
  7. شمارهٔ ۳۴دل که افتاده آن زلف سیه و آن ذقن است
  8. شمارهٔ ۳۵زان مرا بیش ز مرغان قفس زاری‌هاست
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.