پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۲

گر بسنجند به حشر اجر شب هجران را

غالب آن است که شاهین شکند میزان را

شد زبون زنخت قامت چوگانی من

گوی بنگر که همی زخمه زند چوگان را

کفر زلفت اگر این است برآنک که به عنف

صادر جزیه به گردن فکند ایمان را

گر به یعقوب رسد نکهت پیراهن تو

به صبا باز دهد بوی مه کنعان را

شاه ترکان خجل آید ز صف آرائی خویش

گر به پیرامن چشمت نگرد مژگان را

دل اگر سرکشد از خط تو بسپار به زلف

چاره زنجیر بود بنده نافرمان را

بو که از کوتهی رشته رسد دست به دست

گاه می بندم و گه می گسلم پیمان را

مه نکاهیده به خورشید نگردد نزدیک

شاید اربه ز فزونی شمرم نقصان را

عیب یغما مکن ار دمدمه شیخ شنید

ناگزیر است بشر وسوسه شیطان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴گیرم به ناله کردم آواره پاسبان را
  2. شمارهٔ ۵معلم سرکند هر لحظه کلک آن طفل بدخو را
  3. شمارهٔ ۶زنده‌رود ار کنم از دست غمت مژگان را
  4. شمارهٔ ۷گر دهم رخصت یک چشم زدن مژگان را
  5. شمارهٔ ۸دوست دشمن، مدعی داور، وفا تقصیر ما
  6. شمارهٔ ۹گفتی از بیداد روزی در فغان آرم ترا
  7. شمارهٔ ۱۰چشم سیه‌مستش به‌خود نگشود از هم دیده را
  8. شمارهٔ ۱۱صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.