پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹

گفتی از بیداد روزی در فغان آرم ترا

هان مکن کاری که از افغان بجان آرم ترا

گاه دست غیر بوسم گاه پای پاسبان

تا به تقریبی سری به آستان آرم ترا

نیستی ذلت خطا خجلت گنه شرمندگی

رفتم ای رحمت که چندین ارمغان آرم ترا

عاقبت ای ناله آن کردی که مایل شد به مهر

لال گردم بعد ازین گر بر زبان آرم ترا

آن کنم کز مدعی نی نام ماند نی نشان

گر توانم در مقام امتحان آرم ترا

کافرم ای دل بجرم ترک عشق ارنی به حشر

با مسلمانان عنان اندر عنان آرم ترا

دیده ای یعقوب بر در نه که از خاک دری

می روم کز بوی پیراهن نشان آرم ترا

بستگی ها را گشایش جز در میخانه نیست

ای کف حاجت چه سوی آسمان آرم ترا

شرم کن شرم از رخ اسلام یغما از حرم

چند بگریزی و از دیر مغان آرم ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
  2. شمارهٔ ۱۲یار به ساغر از عرق ره ندهد شراب را
  3. شمارهٔ ۱۳فتنه مهر اگر همی جبهه نهد شراب را
  4. شمارهٔ ۱۴هرگز مباد کوثر و جنت هوس مرا
  5. شمارهٔ ۱۵نبستم از چمن طرفی به کام دل پریدن‌ها
  6. شمارهٔ ۱۶گر به بالینم نیامد بر مزار آمد مرا
  7. شمارهٔ ۱۷تهی از صافی و دردی شده میخانه ما
  8. شمارهٔ ۱۸مفتی شهر ندارد چوبه میخانه ما
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.