پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

نبستم از چمن طرفی به کام دل پریدن‌ها

خوشا در حلقه دامی به ناکامی تپیدن‌ها

رفوی خرقه ناموس عقلم ساخت دیوانه

دریغ ایام شیدایی و پیراهن دریدن‌ها

نخواهم غیر خار از تربتم روید پس از مردن

چو بینم بر زمین از نازش آن دامن کشیدن‌ها

ندانم قصه دل چیست اما اینقدر دانم

که هر جا لب گشودم گوش بستن از شنیدن‌ها

به قدرت تا کجا شد نسبتش کامروز در گلشن

نیاید بر زمین پای صنوبر از چمیدن‌ها

توان دانست باز از دیده بازم پس از کشتن

که دارم حسرتی در دل به غیر از سر بریدن‌ها

به عذری تا به پایش سر توانم سود پیرم کرد

در آغاز جوانی یاد ایام خمیدن‌ها

جوانی زد ره و شادم که این موی سفید آخر

به پیری شد کلاف رسته یوسف خریدن‌ها

ندانم کیست یغما در بیابان جنون روزی

ز ره وامانده‌ای دیدم در آغاز دویدن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷تهی از صافی و دردی شده میخانه ما
  2. شمارهٔ ۱۸مفتی شهر ندارد چوبه میخانه ما
  3. شمارهٔ ۱۹ز التزام عقل شد دیوانگی حاصل مرا
  4. شمارهٔ ۲۰مآشوب صبا! طرهٔ جانانه ما را
  5. شمارهٔ ۲۱شد مشتبه ز کعبه به میخانه راه ما
  6. شمارهٔ ۲۲سینه تا سوده ای از مهر تو بر سینه ما
  7. شمارهٔ ۲۳در کف طفلان رها کردم دل دیوانه را
  8. شمارهٔ ۲۴طراز خرمی نوشد جمال نوبهاران را
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.